ا

آن‌ها بر باطل خود استوارترند تا ما بر حق خویش

به نام خدا
سلام

متن ذیل را آقای روح الله دیداری از فعالین انجمن اسلامی دانشجویان و خادمین هیئت مکتب الشهدا (رشته مکانیک ورودی ٧٩) ارسال نموده اند.

الف- برداشتی دیگر از فیلم دشمن ملت (محصول1998 ) داستان فیلم در مورد یک وکیل آمریکایی سیاهپوست است که به دلیل در اختیار داشتن یک نوار ویدیویی افشاگرانه تحت تعقیب سازمان امنیت داخلی آمریکا(NSA)  است. سازمان مذکور با کمک تکنولوژی پیشرفته (شنود مکالمات، دوربین‌های کنترل و ماهواره‌های ردیابی) عرصه را بر او تنگ می‌کنند . . . در قسمت‌های پایانی فیلم یک متخصص الکترونیک سفید پوست به کمک او می‌آید و در نهایت او را از مخمصه نجات می‌دهد.
در داستان روایت شده‌ی فوق محور اصلی، شخصیت سیاه پوست است و در اکثر صحنه‌ها تماشاگر قلبا خواستار موفقیت او در تعقیب و گریزها است. اما نکته اینجاست که در این فیلم نیز مانند بسیاری دیگر از فیلم‌های هالیوودی «شخصیتی سفید پوست» ناجی «شخصیت سیاه پوست» می‌شود. در واقع بدون هیچگونه اشاره مستقیم، برتری سفیدپوستان در ضمیر ناخودآگاه افراد جامعه القاء می‌شود چرا که دوران برده داری سنتی به پایان رسیده، و بخشی از جامعه سفیدپوست که دیگر نمی‌تواند با تحقیر و شکنجه دیگران عقده‌های نژادی خود را ارضاء کند با درک این تغییر شرایط به راه‌های نوینی برای ارضای خود دست یافته است. (در سرتاسر فیلم فوق هیچ خبری از رفتارها و یا تبلیغات
نژادپرستانه نیست و اتفاقا قهرمان اصلی داستان یک سیاهپوست است اما با ظرافت ویژه‌ای تفکرات نژادپرستانه به ضمیر ناخوداگاه افراد القاء می‌شود.)

ب- افرادی که از تماشای برخی فیلم‌های سینماهای آمریکا بیرون می‌آیند از فست فودهای شرکت مک دونالد استقبال بی نظیری به عمل می‌آورند. این مسئله مسئولان شرکت رقیب (KFC) را وادار به تحقیق می‌کند، چرا که تاکنون سابقه
نداشته است که شرکت متبوعشان از لحاظ فروش به این میزان از مک دونالد عقب بیفتد. نتیجه تحقیقات جالب است:
مسئولان مک دونالد طی قراردادی با برخی تهیه کنندگان فیلم‌ها اجازه می‌یابند که از هر 24 فریم ای که برای نمایش یک ثانیه از فیلم سینمایی استفاده می‌شود یک عدد را به نماد شرکت مک دونالد اختصاص دهند، به گونه‌ای که درهنگام نمایش فیلم به علت سرعت زیاد نمایش فریم‌ها اثری از نماد این شرکت دیده نمی‌شود اما همین روش با تاثیر بر ضمیر ناخودآگاه مخاطب، او را وادار می‌کند که به هنگام خروج از سالن سینما با پای خویش و به صورت ناخودآگاه به مک دونالد مراجعه کند و نه به فروشگاه‌های رقیب.
حقیقت این است که دوران تبلیغات مستقیم گذشته است و با افزایش هوش و نبوغ جوامع بشری، استفاده از روش‌های نوین تبلیغی برای تاثیرگذاری برآرا وافکارآنان امری غیر قابل اجتناب است.
حال مقایسه کنید روش‌های ظریف و مبتنی بر اصول روانشناسی فوق را با نصیحت‌های مستقیم و ناشیانه‌ای که امروزه در جامعه ما از طریق برخی تریبون‌ها، برنامه‌های تلویزیونی و طرح‌های اجتماعی عجیب و غریب به افراد جامعه ارائه می‌شود.
ظریفی می‌گفت: « آن ها بر باطل خود استوارترند تا ما بر حق خویش!!!»

  
بازگشت به صفحه اصلی
نویسنده : ; ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢۱
تگ ها : همره


درجات روزه

1.        روزۀ عوام: این روزه با خودداری از مبطلات روزه که فقها در رساله‌های خود نوشته‌اند، تحقّق می‌یابد.

2.        روزۀ خواص: با انجام اموری که در روزۀ عوام گفتیم و جلوگیری ِاعضای بدن از مخالفت با خداوند، روزۀ خواص تحقّق پیدا می‌کند.

3.        روزۀ خواصِ خواص: این روزه با خودداری از امور حلال یا حرامی که انسان را از یاد خداوند باز می‌دارد تحقّق می‌یابد.
هر کدام از دو درجۀ دوم و سوم نیز انواع زیادی دارد. بویژه درجۀ دوم که انواع بی شمار آن به تعداد مؤمنین اصحاب یمین است.

المراقبات ،ص 200

  
بازگشت به صفحه اصلی
نویسنده : ; ساعت ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢۱


راه نجات: جدا کردن دو حساب

آفتاب: عماد افروغ فعال سیاسی اصول‌گرا عنوان کرد: بسیاری از اصول‌گرایان از دایره اعتدال‌و انصاف خارج شده‌اند و به توصیه بزرگان دین عمل نکرده‌اند.
عمادافروغ در پاسخ به این سوال که با توجه به همسانی مبانی اصولی دو جریان اصلاح طلب و اصولگرا، علت اختلافات این دو جریان درچیست، خاطرنشان کرد: قبل ازاینکه وارد جریان‌شناسی سیاسی و جناحی اصول‌گرایی و اصلاح‌طلبانه شویم باید تعریفی از این‌ها به‌دست دهیم.
وی گفت: اولا پاسخ دهیم که اصول‌گرایی چه نیست؟ از نظرمن به‌عنوان فردی اصول‌گرا، اصول‌گرایی محافظه‌کاری و رفتار و منش پرگماتیستی و ماکیاولیستی نیست. یعنی ممکن است یک اصول‌گرا سنت‌گرا باشد، اما به تعبیر جلال آل احمد، سنت‌گرا به معنی محافظه‌کار نیست.
این فعال سیاسی اصول‌گرا خاطرنشان افزود: به‌طور قطع اصول‌گرا بخشی از ارزش‌های خود را از سنت‌های نیک نبوی و علوی می‌گیرد. اما تابع محض سنت هم نیست. بسیاری از سنت‌های گذشته ما قابل دفاع نیست، پس اصول‌گرای واقعی ضمن اینکه بخشی از سنت را می‌پذیرد بخش دیگر را نمی پذیرد و با نگرش انتقادی با آن برخورد می‌کند.
این نماینده سابق مجلس شورای اسلامی در تبیین دیگر مشخصات اصول‌گرایی گفت: ازطرف دیگر یک اصول‌گرا، عمل‌گرا هم نیست، یعنی برای او فایده‌و کارایی به هر قیمتی قابل قبول نیست. فایده‌مندی وکارآمدی تا جایی برای یک اصول‌گرا قابل قبول است که منافی اصول مورد قبولش نباشد.
وی خاطرنشان کرد: از سوی دیگر اصول‌گرا ماکیاولیست هم نیست. قرار نیست یک اصول‌گرا قدرت را هدف قرار دهد و برای حفظ آن یا دست‌یابی بیشتر به آن، اخلاق و دین را وسیله قرار دهد و هرکاری برایش مجاز ومباح شناخته شود. در نزد یک اصول‌گرای واقعی قدرت در بهترین حالتش یک ابزار است و به هیچ‌وجه فعل سیاسی، هدف نیست. هدف تحقق ارزش‌ها و حقوق جامع شهروندی اعم از فردی، گروهی و اجتماعی است.
افروغ در خصوص آن دسته ازصاحبان قدرتی که بنام اصول‌گرایی ،اخلاق و منش ماکیاولیستی را مدنظر دارند به فرمایشات امیرالمومنین اشاره کرد و گفت: سوگند به خدا، معاویه از من سیاست‌مدارتر نیست، اما او نیرنگ می‌زند و مرتکب انواع گناه می‌شود. اگر نیرنگ ناپسند نبود، من سیاست‌مدارترین مردم بودم، ولی هر نیرنگی گناه است و هرگناهی یک نوع کیفراست.
این استاد دانشگاه در ادامه گفت: در شرایط کنونی گفتمان انقلاب اسلامی و جوهره و مولفه‌های این گفتمان، اساس اصول‌گرایی است و اهداف آن‌را تعیین می‌کند.
وی درادامه تصریح کرد: یک اصول‌گرا در وهله اول باید فهم دقیقی از انقلاب اسلامی، ابعاد معنوی، اخلاقی، دینی و فلسفه سیاسی مبتنی بر مردم‌سالاری دینی داشته باشد.
وی ادامه داد: یک اصول‌گرا باید توجهی ویژه به آزادی، استقلال و جمهوری اسلامی داشته باشد، در سیاست خارجی، استکبارستیزی و صهیونیسم‌زدایی ازعالم و نه شرقی و نه غربی را در نظر داشته باشد وآن را عملا پاس بدارد.
افروغ خاطرنشان کرد: با توجه به محافظه‌کار نبودن اصول‌گرایی، بنابراین یک اصولگ‌را فی حد ذاته یک اصلاح‌طلب است.
وی ادامه داد: مگر می‌شود عینک اصول‌گرایی را به چشم زد و از ورای این عینک به تفسیرحوادث و واقعیت‌های اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و فرهنگی چه درسطح داخل و چه درسطح خارج پرداخت، اما هیچ اقدامی درجهت اصلاح کاستی‌ها و زشتی‌ها نداشت؟
این فعال سیاسی اصول‌گرا افزود: ازسوی دیگر هیچ اصلاح‌طلبی نمی‌تواند پای‌بند به یکسری اصول نباشد. خواه‌ناخواه هراصلاح طلبی نیز بایستی عطف به یکسری اصول،اصلاح طلبی خود را تعریف کند.
این نماینده سابق مجلس شورای اسلامی گفت: حال اگر گفتمان و معیار یک اصلاح‌طلب، گفتمان انقلاب اسلامی و معیارهای برخاسته از آن باشد، علی‌القاعده هیچ تفاوتی در مبنا دراصول‌گرایی و اصلاح طلبی نیست، هرچند ممکن است اختلاف در تاکید برمولفه های خاص و درمشی و تاکتیک باشد که این بلامانع است.
وی درادامه ضمن اشاره به این نکته که اختلافات بین گروه‌های مختلف در زمان امام خمینی نیزازاین جنس بود، گفت: اما اگرمعیار اصلاح‌طلبی گفتمانی انقلابی نباشد و اصلاح‌طلبی از منظر گفتمان‌های دیگری ازقبیل لیبرالیسم، سکولاریسم یا حتی سوسیالیسم مبادرت به عمل بکند، مسلم است که با یک اصول‌گرای واقعی تفاوت ماهوی دارد.
این فعال سیاسی اصول‌گرا تصریح کرد: از طرف دیگر اصول‌گرایی که محافظه‌کار است، پرگماتیست و ماکیاولیست است و عملا ارادتی به گفتمان انقلاب اسلامی در نظرندارد و به هیچ‌وجه نمی‌تواند با یک اصلاح‌طلب ملتزم به آرمان‌های انقلاب، اشتراک در مبنا داشته باشد.
وی افزود: به‌ نظر می‌رسد بایستی تلاش کرد آن بخشی از اصول‌گرایی و اصلاح‌طلبی را که التزام نظری و عملی به آرمان‌های انقلاب اسلامی دارند، علی‌رغم تفاوت دیدگاه در روش و شیوه‌ها به وحدت و گفت‌و‌ گو دعوت کرد.
افروغ درمورد ان دسته از اصول‌گرایان که التزام عملی‌و نظری به گفتمان‌های انقلاب اسلامی ندارند و تنها نام اصول‌گرایی رابرخود گذاشته‌اند و نیز اصلاح‌طلبانی که معیارهای اصلا‌طلبی خود را از بیگانه اخذ می‌کنند، گفت: باید این گرو‌ه‌ها را کنار زد و در رقابت‌های سیاسی نباید نگاهی همسان با اصلاح‌طلبان و اصول‌گرایان ملتزم به انقلاب اسلامی با این گروه داشت.
وی تصریح کرد: چه بسیار اصلاح‌طلبانی که ارادتی به انقلاب اسلامی ندارند. از طرف دیگر چه بسیار اصول‌گرایانی که توجه به اصول را پیش‌پای منافع قدرت‌طلبانه خود ذبح می‌کنند و ارادتی به انقلاب اسلامی ندارند. این فعال سیاسی اصول‌گرا در ادامه گفت: با توجه به جریان غالب اصول‌گرایی در کشور باید حساب اصول‌گرایان پرگماتیسم و ماکیاولیسم که بی‌توجه به جایگاه مردم در حاکمیت هستند را از اصول‌گرایان واقعی و دردمند به حال جامعه و انقلاب اسلامی جدا کرد.
این نماینده سابق مجلس شورای اسلامی دررابطه با لزوم بازتعریف اصول‌گرایی خاطرنشان کرد: شاید این بازتعریف برای بعضی‌ها مطرح شده باشد، اما من نیازی به بازتعریف نمی‌بینم.
وی درادامه گفت: من که سال‌ها پیش بحثی را تحت عنوان اصول‌گرایی خلاق و انتقادی مطرح کردم و مولفه‌های سیاسی، فرهنگی و فلسفی، اقتصادی آن رابرشمردم و نیزبه مبانی فلسفی، عرفانی، کلامی و فقهی انقلاب اسلامی را اشاره کردم.
افروغ اضافه کرد: بیش ازآنکه در تعریف نیازبه بازنگری باشد، باید در رفتارهای‌مان و اعمال خود تجدید‌نظر کنیم. بسیاری از اصول‌گرایان از دایره اعتدال‌و انصاف خارج شده‌اند و به توصیه بزرگان دین عمل نکرده‌اند. آنچه برای خود می‌پسندیدند برای دیگران نپسندیدند و اصل طلایی اخلاق را نادیده گرفتند.
وی در ادامه به کلام حضرت علی (ع) اشاره کرد: امیرالمومنان فرمودند که احبب لغیرک ما تحب لنفسک و اکره لهو ماتکرهو لها، برای دیگران همان را بپسند که برخویشتن می‌پسندی و از آنچه که از دیگران کراهت داری ازخویشتن نیزمکروه و ناخوشایند بدان.

  
بازگشت به صفحه اصلی
نویسنده : ; ساعت ٥:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢٠
تگ ها : مهمان


نگاه درست تر به ولایت فقیه و آزادی بیان

آفتاب: علی مطهری نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی گفت: در حال حاضر انتقاد را مساوی نشر اکاذیب، تشویش اذهان عمومی، توهین و افترا می‌دانند.
به گزارش تهران امروز، مطهری با تاکید بر اینکه "الان فضا خیلی بسته شده"، افزود: آقای رامین چند روز پیش گزارش دادند که 600 نشریه از دولت انتقاد می‌کنند. چگونه انتقادی؟ اگر انتقاد صریح از رئیس‌جمهور باشد، تحمل نمی‌شود. من این فضا را تجربه کرده‌ام یعنی مصاحبه‌هایی که پیش‌تر چاپ می‌شد، در شرایط فعلی چاپ نمی‌شود، بعد آقای رئیس‌جمهور می‌گویند آزادی در کشور در بالاترین حد است، این درست نیست.
وی ادامه داد: فکر نمی‌کردم که به اینجا برسیم که علیه من در نماز جمعه شعار بدهند. البته آن عده که شعار دادند، گروه خاصی بودند و فقط شعار بی‌بصیرتی دادند و شعار نفاق ندادند. شهید مطهری می‌گوید، مصلح واقعی کسی است که در مقابل توهین‌هایی که به شخص او می‌شود، بی‌حس و کرخت است، اما در مقابل ضایع‌شدن حقوق مردم حساس است.
مطهری همچین اظهار داشت: برداشتم این است که وقتی عکس‌العمل‌ها و اتهام‌پراکنی‌ها زیاد می‌شود، به معنی تاثیرگذاری زیاد است، یعنی برخی احساس می‌کنند که آگاهی‌بخشی و روشنگری بر‌ای مردم مانع کار آنهاست و سعی می‌کنند با این اتهامات مانع اثرگذاری شوند. در مورد استفاده از اعتبار شهید مطهری من نمی‌توانم این انتساب را از بین ببرم ولی سوءاستفاده‌ای نکرده‌ام.
وی با تاکید بر این که اگر انتقاداتم از دولت نبود، هنجارشکنی‌های بیشتری انجام می‌شد، گفت: به علاوه اکنون چهره‌ فرهنگی دولت برای قشر متدین آشکارتر شده است. همچنین اگر تا یک سال پیش فقط من از این لیبرالیسم فرهنگی سخن می‌گفتم اما اکنون افراد زیادی از مراجع تقلید و ائمه جمعه گرفته تا استادان دانشگاه و نمایندگان مجلس و حتی برخی حامیان دولت در این باره صحبت می‌کنند.
مطهری با اشاره به این که دولت چون قدرت دارد، نقش اساسی را ایفا می‌کند، تاکید کرد: یعنی می توانیم بگوییم 30 درصد مسئولیت به عهده سایر نهادها مثل آموزش و پرورش، وزارت علوم، صدا و سیما و روحانیت است، 70 درصد آن به عهده دولت است.
وی اظهار کرد: الان مشکل جریان اصول‌گرایی این است که مبانی مشخص و مورد توافقی ندارند. همه از یک اصولی دم می‌زنند اما معنای واحدی از آن ندارند. مثلا همه می‌گوییم ولایت فقیه، اما مراد همه یکی نیست. فردی معتقد است که هر کاری می‌خواهیم بکنیم باید با ولی فقیه هماهنگ کنیم مثلا اگر بخواهیم در مجلس وزیری را استیضاح کنیم باید دید که ایشان موافق است یا مخالف یا در زمان انتخابات ریاست‌جمهوری اول باید ببینیم که نظر ایشان چیست و خودمان مجاز نیستیم که ابتکار عمل داشته باشیم. بعد هم هر کسی مخالف این نگاه بود، باید با او برخورد کرد. ولی گروه دیگر می‌گویند فقط در احکام حکومتی باید مطیع باشیم. فتوای اخیر مقام معظم رهبری درباره مرز التزام عملی به ولایت فقیه هم موید همین نگاه است که من سال‌هاست درباره آن سخن گفته‌ام.
مطهری افزود: من این دسته‌بندی‌ها را به این صورت که دیوار ضخیمی بین آنها باشد، قبول ندارم چون برخی اصلاح‌طلبان از اصول‌گرایان اصولگراتر هستند و برعکس.
نماینده مردم تهران در مجلس گفت: اگر ما عده کمی از اصلاح‌طلبان را که ساختارشکن و دنبال تغییر نظامند کنار بگذاریم، بقیه آنها افراد منطقی هستند و به نظر من نگاه آنها به ولایت‌فقیه و آزادی بیان نگاه درست‌تری است و امکان همکاری با آنها وجود دارد.
وی یادآور شد: در زمان امام‌(ره) هم آن 99 نماینده‌ای که برخلاف نظر امام به نخست‌وزیری آقای موسوی رای منفی دادند، مورد نکوهش قرار نگرفتند و امام مطلبی به این مضمون فرمودند که آنها به وظیفه خود عمل کردند.

  
بازگشت به صفحه اصلی
نویسنده : ; ساعت ٥:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢٠
تگ ها : مهمان


خوره و جزام به جان فرهنگ

«متأسفانه، تشنجات سیاسی کشور، نگاه ‎‎های خط‎کشی شده و مرزبندی‎شده‎ای را پدید آورده که همچون خوره و جذام به ساحت هنر هجوم آورده‌اند، آن را مخدوش می‌کنند و کاملا از بین می‌برند.»
به گزارش «تابناک»، جمله بالا را مجید مجیدی می گوید، کارگردان نام آشنای سینمای ایران که حتی اگر کسی او را با «بدوک»، «بچه‎‎های آسمان» و «رنگ خدا» نشناخته باشد، این اواخر، «آواز گنجشک‌ها»یش، حسابی سر و صدا کرد و جوایز متعددی گرفت که بعضی‌ از آنها خارجی بودند.
این کارگردان، فیلم‌نامه‌نویس و بازیگر سرشناس ایرانی، تاکنون موفق به گرفتن چهار جایزه سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی در دوره‎‎های گوناگون جشنواره فیلم فجر شده ‌است.
بنا بر این گزارش، وی در گفت وگویی با هفته نامه پنجره مطالبی را عنوان کرده است که در زیر به گوشه ای از آن اشاره می شود:
ـــ متأسفانه، همه مسائل ما آمیخته به مسائل سیاسی شده است؛ از مدیران فرهنگی گرفته تا خود هنرمندان، همه در این خط‎کشی‌‎ها قرار گرفته‌اند. آدم‌‎ها سر جای خودشان نیستند. مدیران فرهنگی ما با وجود احترامی که به شخصیت آن‎‎ها می‌گذارم، فاقد توانایی هستند و به باور من، جایگاهی را غصب کرده‌اند و غصب این موقعیت، در واقع فرصت گرفتن از یک کشور و نسلی است که ممکن است به بیراهه برود.
ـــ در کشور ما، فرصت‌سوزی‌‎ها به شکل وحشتناکی رخ می‌دهد و من بیش از هر چیزی، نگران این بخش هستم. ما در این سال‌‎ها، در پی شکوفایی خلاقیت و پرورش یک نسل دیگر نبوده‌ایم. بیشتر خواستند هنرمندان را شبیه‌سازی کنند تا مثل خودشان بیندیشند؛ هنرمندان تزریقی که از منظر آنها‎ به ماجرا نگاه کنند. من نگران نسل آینده هستم و بر این باورم در سال‌‎های آینده با یک بحران بزرگ فرهنگی ـ هنری روبه رو خواهیم شد.
ـــ ما همیشه چیزی را سرمایه می‌دانیم که ما‎به‎ازای فیزیکی داشته باشد؛ مثل نفت، ولی من معتقدم سرمایه، نیروی انسانی‌ است که می‌تواند پشتوانه هر کشوری باشد، به‎ ویژه برای کشور ما که بسیار جوان است و این سرمایه عظیم به ‎خاطر نبود مدیریت کلان فرهنگی هرز می‌رود.
به نظر من، نظام فکری ـ فرهنگی در کشور من فلج شده است. چیزی که مدیران فرهنگی ما روی آن پافشاری دارند، کار سفارشی است، چون نگران صندلی خودشان هستند، نه وضعیت فرهنگی. در حالی‎ که باید ریسک‌پذیر و در پی ایجاد راهی برای جریان‌سازی باشند و فارغ از موقعیت خود، به راه افتادن لوکوموتیو فرهنگ بیندیشند.
ـــ در فعالیت فرهنگی ما نمی‌کاریم که شش ماه بعد درو کنیم. ممکن است ده سال دیگر کارمان نتیجه دهد. متأسفانه، مسئولان فرهنگی کشور ما دنبال چنین کِشتی نیستند. حتی به کشت آبی هم فکر نمی‌کنند، دیمی‎کارند؛ بکاریم و بارانی هم ببارد و بتوانیم محصولی برداشت کنیم.
وی درباره نگاه رهبر انقلاب به فعالیت های فرهنگی ـ هنری می گوید:
ـــ تا جایی‎که من می‌دانم، ایشان همیشه خبر‎ها را رصد می‌کردند و از آن‎جایی که نسبت به مسائل فرهنگی کشور، به ‎ویژه در حوزه کودک و نوجوان اهمیت می دهند، توجه ویژه‎ای به کانون پرورش فکری کودک و نوجوان داشتند. شاید یکی از دلایل مصونیت کانون از برخی آفت‌‎ها نیز به‎دلیل نوع نگاهی بود که از این حمایت‌‎ها بود. چون بالاخره کانون، زیرمجموعه آموزش و پرورش به شمار می‌آید.
من بر این باورم کانون می‌تواند برای خود یک تشکیلات کاملا جداگانه باشد؛ یک جای کاملا غیرانتفاعی‌تر از چیزی که هست؛ یعنی اگر در ساختار آن تغییراتی پدید بیاید، می‌تواند بالنده‌تر و تأثیرگذارتر شود. فعالیت کانون زیر نظر تشکیلاتی مثل آموزش و پرورش که به خودی خود گرفتاری‌‎ها و چالش‌‎های بسیاری دارد، برای کانون کوچک است.
ـــ قطعا توجه ویژه رهبری بوده که کانون توانسته سر و شکلی بگیرد و اگر این توجه نبود، تاکنون چیزی از کانون باقی نمانده بود.

  
بازگشت به صفحه اصلی
نویسنده : ; ساعت ٦:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱٩
تگ ها : مهمان


عمیق ترین لحظات زندگی

دلنوشته   شهید محمد حسین علم الهدی، دانشجوی تاریخ دانشگاه فردوسی-فرمانده ی عملیات هویزه...

من در سنگر هستم. دراین خانه محقر. در این خانه فریاد و سکوت، فریاد عشق و سکوت، در این سرد و گرم، سردی زمستان و گرمای خون، در این خانه ساکن و پرجوش و خروش. سکون در کنار رودخانه و هیجان قلب و شور شهادت، خانه نمناک و شیرین، کوچکی قبر و عظمت آسمان.

امشب پاس دارم. ساعت یک وسی ونه دقیقه، چه شب با شکوهی است! من به یاد انس علی ابن ابیطالب با تاریکی شب و تنهایی او می افتم. او با این آسمان پرستاره سخن می گفت. سر در چاه نخلستان می کرد و می گریست. در همین تاریکی شب علی برمی خاست و به نخلستان می رفت. فاطمه وضو می گرفت، پیامبر به سجده می رفت و حسن و حسین به عبادت می پرداختند. این خانه کوچک است، این سنگر، این گودی در دل زمین، این گونی های بر هم تکیه داده شده پر از حرف است، فریاد است، غوغاست ... صدای پر محبت اصغر و حرف زدن آرام رضا و خوش زبانی منصور؛ بغض گلویم را گرفته، قطرات اشکم هدیه تان باد. تنهایی عمیق ترین لحظات زندگی یک انسان است.

خدایا این خانه کوچک را براى من مبارک گردان. در این چند روز با خاک انس گرفته ام، بوی خاک گرفته ام. حال می فهمم که علی ابن ابیطالب چگونه می فرماید: سجده های نماز، حرکت اول، خم شدن روی مهر، این معنا را می دهد که خاک بوده ایم. حرکت دوم این معنا را دارد که از خاک برخاسته ایم، متولد شدیم. حرکت سوم رفتن دوباره به خاک، به این معناست که دوباره به خاک برمی گردیم، مرگ. و حرکت چهارم به این معناست که دوباره زنده می شویم، حیات قیامت.

اما در این سنگر، همیشه در کنار این خاکیم و خاک پناهگاهمان است. درون سنگر با خود سخن می گویم. راستی چه خوب است از این فرصت استفاده کنم و با قرآن آشنا شوم. آیات خدا را بخوانم، حفظ کنم و سپس زمزمه کنم و بعد شعار زندگی قراردهم، باشد تا این دل پر هیجان و تپش را آرامش دهد. و بعد با آن برای خود توشه سازم و توشه را راهی سفرم گردانم و در انتظار شهادت بمانم و بمانم.

آیات جهاد را، شهادت، تقوی، ایمان، ایثار، اخلاص، عمل صالح ...همه را پیدا کنم و سنگر، کلاس درسم باشد و میعادگاه ملاقاتم با خدا شود. سنگر، محرابم گردد، خانه امیدم شود و قبله دومم. از فردا حتما بیشتر قرآن خواهم خواند.

در این خانه کوچک که انتخاب کردم، روزها، لحظات به گونه ی می گذرد و شب ها به گونه ای دیگر. روزها در تنهایی با خود سخن می گویم و با دوستانم، در جمع. در لحظاتی که اسلحه را بر دوش دارم به فکر ذوالفقار می افتم؛ به فکر ابوذر و دست پر توان او.... خدایا این اسلحه را در دست من به سرنوشت آن شمشیرها نزدیک بگردان.

گاهی این تصور غلط به ذهنم می آید که در یک تکرار به سر می برم. یکنواختی و عادت را احساس می کنم. اما زندگی در این خانه کوچک که یک قلب پرتپش است؛ یک دل خاکی است در زمین خدا، در متن پاکی، نمی تواند تکرار پذیر باشد. زیراکه لحظاتی با خدا سخن می گویم و ساعاتی را با شهدا و زمانی به خود می اندیشم و زمانی به خمینی روح خدا و زمانی لحظه ای هم. ..

 آری ... تنهایی موهبتی است الهی و در تنهایی می توان به خدا رسید.

روزها به فکر سربازان صدر اسلام و حماسه های آنها می افتم: جنگ بدر، غزوه احد، غزوه خندق، خیبر، تبوک و....آنها چگونه جهاد کردند و ما چگونه می توانیم به آنها نزدیک شویم. در این اندیشه ام که قرآن درباره یاران پیامبر سخن می گوید:

مُحَمَّدٌ رَسولُ اللّهِ و الَّذینَ مَعَهُ أَشِدّاءُ علی الْکُفّارِ رُحَماءُ بَینَهُم ...

.....................................................................................

انتخاب این متن از خانم پرویز بود.

  
بازگشت به صفحه اصلی
نویسنده : ; ساعت ٦:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱٩
تگ ها : مکتب شهدا


صداقت در دعا کردن

بعد از نماز، دعای عظم البلاء خوانده می‌شد و بچه‌ها با حال خاصی آن را با هم زمزمه می‌کردند؛

- الهی عظم البلاء و برح الخفاء وانقطع الرجاء...

دعا که تمام شد،حاجی بلند شد و ایستاد؛ خیلی غیرمنتظره بود؛ رو به بچه ها کرد و گفت:
- بچه ها! واقعاً رسیده ایم به اینکه بگیم دچار بلا شده ایم؟ واقعاً امید ما از همه جا قطع شده است؟ راستی؛ ما فقط از خدا کمک می خواهیم؟! بچه ها! مواظب باشیم که دروغ نگیم! پناه بر خدا...
حاجی که نشست، همۀ بچه ها سر به زیرانداخته بودند و در خود به فکر فرورفته بودند که براستی ما فقط از خدا کمک خواسته‌ایم، براستی بلا را...


مسیح کردستان(یادبود شهید بروجردی)از منشورات هیأت مکتب الشهداء ،ص 17

  
بازگشت به صفحه اصلی
نویسنده : ; ساعت ۱:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٦
تگ ها : مکتب شهدا


دو شاخصه جامعه مطلوب و مهدوی

 

آفتاب - سرویس سیاسی: رئیس‌جمهور سابق کشورمان با محکومیت اقدام تروریستی رخ داده در زاهدان و تسلیت به بازماندگان و مردم زاهدان، آن را جنایتی وحشتناک خواند و گفت: «درست در هنگامی که تحریم‌ها علیه ایران اعمال می‌شود از سوی برخی کشورها به تروریست‌های منفوری که هزاران نفر از مردم بی‌گناه از جمله مسئولان عالی‌رتبه و محبوب را ترور کردند اجازه فعالیت مجدد داده می‌شود و آنها را از لیست تروریست‌ها خارج می‌کنند که ملت ما همه این اقدام‌ها را به منزله توطئه‌ای علیه خود تلقی می‌کند.»

حجت الاسلام و المسلمین سیدمحمدخاتمی در دیدار با جمعی از ایثارگران و رزمندگان دوران دفاع مقدس اعیاد ماه‌های رجب و شعبان را به آنان تبریک گفت و مقاومت مردم را در برابر تجاوز و نیز تلاش برای پاسداری از انقلاب اسلامی و سربلندی میهن را ستود.

به گزارش آفتاب به تقل از روابط عمومی دفتر سیدمحمد خاتمی، وی افزود: «27 ماه رجب روز بعثت حضرت رسول اکرم (ص) است و پانزدهم شعبان میلاد مبارک حضرت بقیه الله (عج) و سوم شعبان تولد پر برکت حضرت ابا عبدالله است البته اعیاد دیگر هم در مدت هست ؛ ولی این سه عید که به ظاهر سه واقعه است جدا از هم است در واقع به نظر می‌رسد که یک مجموعه تدبیر شده‌ای است که تاریخ و سرنوشت بشر را رقم می‌زند.»

رئیس بنیاد باران تصریح کرد:«بعثت که آغاز نزول وحی بر قلب مبارک آخرین فرستاده خداست در واقع رستاخیز بیان و نشر آیین کامل الهی برای انسان خردمند و آزاد است؛ انسانی که یگانه‌بینی و یگانه پرستی و دلدادگی و سر سپردگی به یگانه بی‌همتا در متن جان و فطرت او نهفته است.»

رئیس دولت اصلاحات ادامه داد: «بعثت فراخوان به پرستش ناب خداوندی است که نام‌ها و صفت‌های او همه هستی را پر کرده و پیامبر بزرگوار، نمودار درخشان همه نام‌ها و نمودها و انسان کاملی است که تمامی آدمیان را به این آئین و راه فرا می‌خواند، راهی دراز که تا "معاد" امتداد دارد.»

رئیس موسسه بین‌المللی گفت‌و‌ گوی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها یادآور شد: «در آئین اسلام که (که نام همه آئین‌های یکتاپرستی از آدم تا خاتم است) و در اسلام به معنی مصطلح آن به گستردگی و کمال خود می‌رسد، خداوند آغاز و انجام پیدا و جهان هستی است و انسان این موجود برتر آفرینش که خداوند با آفریدن او به خود آفرین گفته است، جانشین خداست و پیامبر(ص) این مرتبت والا را به او تذکر می‌دهد و او را بفرمان فطرت فرا می‌خواند و راه نیکبختی برین و جاودان را که در بازپسین هنگامه زندگی ظهور می‌یابد به او می‌نماید.»

وی با بیان اینکه «پیامبر"راهنما" است و الگو و اسوه و راهبر و هادی است»، اظهار داشت: «خداوند در قرآن از جمله رسالت پیامبر(ص) را که باز خواننده آیات خداست را تزکیه آدمیان و آموزش کتاب و حکمت می‌داند.»

خاتمی تاکید کرد: «این رسالت با تزکیه و تربیت جان انسان و پالایش آن از رذیلت‌ها و آرایش آن به فضیلت‌ها آغاز می‌شود و آنگاه با تعلیم کتاب (تکوین و تشریع) و حکمت این رسالت تکمیل می‌شود، البته کتاب دربردارنده حکمت است اما به جهت اهمیت آن حکمت به صورت علی حده نیز ذکر شده است و حکمت عبارتست از اندیشه؛عمل و گفتار محکم و درست که مطمئنا اخلاق مصداق بارز حکمت است.»

رئیس‌جمهور سابق کشورمان افزود: «اخلاق اجمالا یعنی نیت نیکو و کار نیکو مبتنی بر آگاهی و آزادی اختیار به قصد رسیدن به مقصد والا که خیر برین است و در اخلاق آنچه خیر است باید انجام گیرد و آنچه شر است نباید انجام شود.»

رئیس بنیاد باران همچنین به سالروز ولادت اباعبدالله الحسین(ع) اشاره کرد و گفت: «در سوم شعبان نیز ابر مردی زاده می‌شود که به تقدیر الهی قهرمان حماسه‌ای می‌شود که در پرتو قرآن، آئین پاک محمدی آنچنان که بوده و هست بماند و به‌رغم تحریف‌ها و انحراف‌هائی که به خصوص در عرصه سیاست پیش آمد، دین و آئین در ژرفای جان حق و حقیقت از دگرگونی و تحریف مصون بماند.» 

وی ادامه داد: «پانزدهم شعبان هم زادروز مولود مبارکی است که به فرمان خداوند، باید مدار و محور و سالار و سرور جامعه‌ای باشد که خدا خواسته است و آئین پیامبر آهنگ سیر و صیرورت آن جامعه است.»

خاتمی تاکید کرد: «به باور ما، جامعه برین و خواستنی و بایستنی در آخر الزمان تحقق می‌یابد و از این رو دوران طلائی زندگی آدمی در این جهان، در آینده است، نه گذشته و دریغ و افسوس که غفلت جهل و جور مانع از تحقق زودتر آن جامعه شده است، چه بسیار مردمان حتی موحدان و مسلمانان که این همه زیبایی و عظمت را در دین خدا ندیده‌اند و حتی آن را تا حد اوهام و خرافات فرود آورده‌اند.»

رئیس‌جمهور سابق کشورمان یادآور شد: «اینک ما در دوران غیبت معصوم به سر می‌بریم و تا رسیدن به کمال مطلوب فاصله داریم که در ازای آن را خدا می‌داند و بس و فقدان پیامبر(ص) و غیبت ولی خدا مصیبتی است بزرگ، که شکوه و شکایت آن را از جمله در دعای افتتاح از زبان معصوم(ع) به درگاه خدا می‌ریم و این دوران دوران آزمایش است.بدون تردید در آئین الهی همچنان که هدف، پرورش شخصیت انسان خوب و افرد بشر است، ظرف وجود آدم‌بینی جامعه نیز در مرکز اهتمام است.»

کدام جامعه؛ جامعه مطلوب است؟

وی با طرح این سئوال که که «کدام جامعه؛جامعه مطلوب است؟»، اظهار داشت:« اگر جامعه کمال مطلوب در پایان تاریخ محقق می‌شود و اینک در دسترس نیست، آیا میزانژ ها و معیارهایی وجود دارد که بر پایه آن تا حد امکان بتوان به سوی آن جامعه حرکت کرد؟یعنی جامعه‌ای که در آن انسان(هر انسان) محترم باشد واحساس امنیت کند و از مزایای معنوی و مادی زندگی برخوردار باشد؟»

رئیس بنیاد باران تاکید کرد: «با رجوع به آموزه‌های الهی و سنت و سیرت پیامبر(ص) و معصومان(ع) و نیز تدبر و خردورزی، دستیابی به این موازین کار چندان دشواری نیست.آنچه در یک کلام می‌توان گفت این است که میزان روابط و آهنگ حرکت در جامعه مطلوب "عدالت" است، منتهی عدالتی که توسط انسان آگاه و آزاد باید ایجاد و از آن پاسداری شود.
عدالت امری تحمیلی نیست، پیامبر با کتاب و میزان آمده است تا مردم آگاه و مصمم شوند و خود به "قسط" برخیزند.»

سیدمحمدخاتمی همچنین تصریح کرد: «عدالت کیمیای گرانب‌ها و جامع‌الاطرافی است که خلاصه کردن آن در عدالت اقتصادی(که البته مهم است) آن هم تحت توهمات مدرن مارکسیستی و غیر مارکسیستی جفای به انسان است. عدالت نمی‌تواند همراه با تحقیر انسان و نادیده انگاشتن کرامت او باشد که این خود بیداد بزرگ است.»

جامعه مطلوب؛ جامعه‌ای اخلاقی است

رئیس دولت اصلاحات ادامه داد: «از سوی دیگر جامعه مطلوب؛ جامعه‌ای اخلاقی است، اصلا عدالت شاخه‌ای از اخلاق است؛ وفا، راستی، محبت به دیگران، امانت داری، دوری از خشم و صدها موردی که در قرآن و متون دینی و نیز آراء فیلسوفان و معلمان اخلاقی آمده است باید بر جامعه حاکم باشد.»

نهاد حکومت باید با میزان عدالت و اخلاق ارزیابی شود

رئیس‌جمهور سابق کشورمان با بیان اینکه «فکر می‌کنم با همین دو میزان، تا حد زیادی مطلوبیت جامعه و فاصله جامعه را با جامعه کمال مطلوب می‌توان دریافت»، گفت: «حکومت (نهاد حکومت) که محور و هسته مرکزی جامعه است نیز باید با میزان عدالت و اخلاق ارزیابی شود.»

وی با تاکید بر اینکه «از جمله شروط مهم مطلوبیت حکومت این است که بر آمده از اراده و خواست جامعه و برخوردار از رضایت مردم باشد»، اظهار داشت: «ما توفیق حضور در حکومت معصوم را نداشته‌ایم، ولی با رجوع به تاریخ و آموزه‌های دینی تردید نکنیم که رضایت مردم شرط مهم تحقق حکومت منسوب و سازگار با دین است.»


رئیس بنیاد باران یادآور شد: «نه پیامبر(ص) و نه امام علی(ع) و نه نمایندگان اصلی دین، هیچ‌گاه حاضر نبودند بدون رضایت مردم و به اصطلاح امروز، رای و خواست آنان حکومت خود را به هر قیمتی بر مردم تحمیل کنند.»

رئیس موسسه بین‌المللی گفت‌و ‌گوی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها تصریح کرد: «پیامبر(ص) هنگامی یثرب را به مدینه النبی تبدیل کرد که تمام مردم آن ناحیه (اوس و خزرج) از او خواستند با او بیعت کردند و حتی توافق امنیت غیر مسلمانان مدینه رانیز بدست آورد؛ داستان حکومت امام علی(ع) و کلام بلند او نیز معروف است که اگر حضور حاضر نبود و یاری فراگیر مردم حجت را بر او تمام نکرده بود و عهدی که میان عالمان خیرخواه و آگاهان عدالت جو و خداوند بر لزوم جانبداری از ستمدیدگان و رفع بیداد و ستم وجود نداشت امام حکمروائی را نمی‌پذیرفت.»

وی با طرح این سئوال که «چرا در دوران بحران سیاسی اواخر قرن اول و اوایل قرن دوم هجری و سست شدن پایه‌های حکومت اموی و مروانی که قطعا امکان فراهم آمدن عِدّه و عُدّه و تشکیل حکومت برای بعضی امامان ما فراهم بود (بنی‌عباس با شعار خشنودی اهل بیت با همین شیوه روی کار آمدند) چرا امامان حاضر نشدند چنین کنند؟» گفت: «آیا جز این است که رضایت و خواست و رای مردم برای حکومت معصوم شرط می‌دانستند؟چه رسد به ما که در زمان غیبت معصوم به سر می‌بریم و همه انسان‌های محدود و آسیب پذیر و دارای کاستی فراوانیم.»

خاتمی با بیان اینکه «لازمه شرط رضایت مردم پاسخ‌گویی حکومت به مردم نیز هست»، اظهار داشت: «در چنین حکومتی، آزادی اندیشه و بیان در جامعه یک اصل محکم و از حقوق اساسی مردم و پاسداشت آن عین عدالت اخلاقی بودن است.»

وی ادامه داد: «امروز بشر و بعد از کشاکش‌های مهم تاریخی به این نتیجه رسیده است که "مردم‌سالاری" کم هزینه‌ترین و پر فایده‌ترین شیوه حکومت است و حق حاکمیت بر سرنوشت خود و آزادی اندیشه و بیان و نقد بخصوص نقد حکومت، به‌رسمیت شناخته شده و از مسلمات و مشهورات زمانه است.»

رئیس دولت اصلاحات یادآور شد: «آیا اصرار ما بر مردم‌سالاری و لوازم آن، عدول از موازین دینی است یا عین پای‌بندی به آن؟ و آیا پایه‌های دینی باور را نمی‌توانیم از منابع فکری و عمل دینی به‌دست آوریم؟»

خاتمی افزود: «این امام علی(ع) است که 14 قرن قبل که منطق وحشتناک "حق با کسی است که غلبه و استیلاء به هر قیمتی پیدا کند"رایج بود و ترویج می‌شد؛ از حق و تکلیف حکومت سخن می‌گوید. طرفه اینکه نصیحت در آشکار و نهان و انتقاد خیرخواهانه را وظیفه مردم و حق حاکم می‌داند یعنی آنچه امروز با هیاهو و افتخار به عنوان حق مردم شناخته می شود امام آن را وظیفه می‌داند.»

وی همچنین اظهار داشت: «امام(ع) مردم را تشجیع می‌کند که در برابر او همچنانکه در برابر جباران سخن می‌گویند سخن نگویند و نیز خود را نه تنها در برابر هم‌کیشان که در برابر همه مردم، از هر آئین و گرایشی مسئول می‌داند و پاس حق و حرمت همه را دارد.»


نظام مطلوب در این زمان، نظام مردم‌سالار (با همه لوازم و شرائط آن) است

رئیس‌جمهور سابق کشورمان با اشاره به اینکه «اگر می‌گوئیم نظام مطلوب در این زمان نظام مردم‌سالار (با همه لوازم و شرائط آن) است ریشه‌های آن را در رفتار و مواضع پیشوایان دینی خود می‌یابیم»، افزود: «از سوی دیگر مگر پیامبر(ص) هدف بعثت خود را به کمال رساندن و تمام رساندن حکومت‌های اخلاقی نمی‌داند؟قطعا اخلاقی بودن شرط مطلوبیت جامعه مورد نظر دینی است.مگر می‌شود اخلاق و رشد فضائل اخلاقی مطلوب باشد ولی ملاک سیاست‌ها و رفتارهای حکومت اخلاقی نباشد؟»

وی تصریح کرد: «در دوران خود ما مگر امام راحل فرمان هشت ماده‌ای را در بحرانی‌ترین دوران پس از انقلاب که امواج ترور و طوفان جنگ بیداد می‌کرد صادر نکرد؟مگر این فرمان از جمله منشور اخلاقی بودن حکومت نیست؟متهم نکردن افراد، عدم دخالت در احوال مردم، پرهیز از فرد پرستی و تملق و ریا، تامین آزادی‌های جامعه به خصوص آزادی‌های اساسی، اینها و بسیاری موارد دیگر از جمله شروط و نشانه‌های اخلاقی بودن و مطلوب بودن حکومت است.»

اگر به نام عدالت بی‌عدالتی شود، بدتر است

رئیس بنیاد باران خطاب به حضار گفت: «امروز در خدمت شما بزرگان حاضر در جبهه و مدافع اسلام و انقلاب و ایران و جانبازان و بازماندگان شهیدان عزیز هستیم و می‌دانیم که فداکاری‌های شما و صدها هزار نفر چون شما برای استقرار نظامی بوده است که اگر نه در حد کمال مطلوب ولی جاری و حرکت کننده به سوی آن جامعه بوده است و اینجاست که باید بد اخلاقی محکوم شود، بد اخلاقی اگر از سوی حاکمان باشد بدتر است.باید بی عدالتی مورد انتقاد قرار گیرد و اگر به نام عدالت بی عدالتی شود بدتر است.»

باید از آزادی بیان و اجتماعات و تشکل‌ها دفاع شود

خاتمی تاکید کرد: «باید از آزادی بیان و اجتماعات و تشکل‌ها دفاع شود و اگر این آزادی‌ها به نام انقلاب محدود شود بدتر است. باید هر جا احساس کنیم حقی از مردم ضایع می‌شود تذکر دهیم و به سوی وضعیتی حرکت کنیم که جامعه آزاد؛ برخوردار از حقوق اساسی و دارای اخلاق و عدالت داشته باشیم.»

باید ازاجزاء و ارکان حکومت بخواهیم که پاسخ‌گویی در برابر مردم را بپذیرند و همه در چارچوب قانون حرکت کنند

رئیس‌جمهور سابق کشورمان افزود: «باید از اجزاء و ارکان حکومت بخواهیم که پاسخگویی در برابر مردم را بپذیرند و همه در چارچوب قانون حرکت کنند نه آن‌را به دل‌خواه تفسیر و تعبیر کنند و بخش هایی از آن را معطّل بگذارند، اینها از جمله درس‌هایی است که از بعثت و مهدویت می‌توانیم بگیریم، امروز همه باید هوشیار باشیم و ضمن پافشاری بر خواست‌های اساسی و حقوق ملت نباید از خطرات و تهدیدها علیه کشور مردم غافل باشیم.»


جنایت وحشتناکی که توسط تروریست‌ها در زاهدان عزیز رخ داد، محکوم است

سیدمحمدخاتمی در بخش پایانی سخنان خود تاکید کرد: «جنایت وحشتناکی که توسط تروریست‌ها در زاهدان عزیز رخ داد، محکوم است؛ ضمن عرض تسلیت به همه بازماندگان شهدای عزیز و دعا برای سلامتی مجروحان و آسیب دیدگان این فاجعه نباید از دست‌های پلیدی که پشت این قضیه‌اند غافل ماند.»

وی افزود: «درست است که بسیاری از کشورها این جنایت را محکوم کرده اند ولی اعمال و معیارهای دوگانه آن‌ها موجب بدبینی ملت ما و دیگران خواهد بود؛ درست در هنگامی که تحریم‌ها علیه ایران اعمال می شود به تروریست‌های منفوری که هزاران تن از مردم بیگناه از جمله مسئولان عالیرتبه و محبوب را ترور کردند اجازه فعالیت مجدد داده می‌شود و مورد حمایت قرار می‌گیرند و آنها را از لیست تروریست‌ها خارج می کنند.»

سیدمحمدخاتمی خاطر نشان کرد: «مطمئنا ملت ما با نفرتی که از همه جنایت‌کاران و تروریست‌های خائن دارد همه این اقدام‌ها را به منزله توطئه‌ای علیه خود تلقی می‌کند؛ به هر حال امیدوارم با ایجاد فضای مناسب و گذر از وضعیت ناپسند کنونی بهتر و بیشتر همه بتوانند در جهت خدمت به انقلاب و کشور و مقابله با تهدیدها کمر همت ببندند.» 

در ابتدای این دیدار، حاضرین در جلسه به بیان دیدگاه‌ها و نظرات خود پرداختند که مهمترین آنها بدین شرح بود:

- در شرائط زمانی حاضر شاهد شبیه‌سازی تاریخی نادرستی هستیم که به ناحق نسبت به بخش عمده‌ای از جامعه و در راس آن نسبت به یاران وفادار حضرت امام (ره) صورت می‌پذیرد.

-ما پاسداران محافظ از دستاوردهای انقلاب که همواره خواستار عظمت انقلاب و پیشرفت کشور و انشالله پیرو راه حضرت امام راحل بوده و هستیم بر آنیم که با دقت و تاملی چند باره در سیره معصومین(ع)؛ الگوبرداری صحیحی برای زمانه خود داشته باشیم و از خداوند منان مسئلت داریم ما را از هر گونه انحراف و کج اندیشی و عمل ناصالح محفوظ دارد.

- ما پاسداران شیعه امیرالمومنین با تاسی به حضرتش نسبت به مخالفین و حتی دشمنان تا زمانیکه دست به سلاح نبرده‌اند هیچ گونه برخورد سخت و خشن نداشته و تنها همانند آنها مقابله فکری و نظری خواهیم داشت.هر گونه بدعت فکری و عملی به هر نامی نیز مورد قبول نیست.

-باید از رواج دروغ و تهمت و برخوردهای ناروا نسبت به یاران با وفای حضرت امام(ره) که سبب تضعیف اصل نظام است خودداری کرد.

 

  
بازگشت به صفحه اصلی
نویسنده : ; ساعت ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٦
تگ ها : مهمان