راه نجات: جدا کردن دو حساب
آفتاب: عماد افروغ فعال سیاسی اصولگرا عنوان کرد: بسیاری از اصولگرایان از دایره اعتدالو انصاف خارج شدهاند و به توصیه بزرگان دین عمل نکردهاند.
عمادافروغ در پاسخ به این سوال که با توجه به همسانی مبانی اصولی دو جریان اصلاح طلب و اصولگرا، علت اختلافات این دو جریان درچیست، خاطرنشان کرد: قبل ازاینکه وارد جریانشناسی سیاسی و جناحی اصولگرایی و اصلاحطلبانه شویم باید تعریفی از اینها بهدست دهیم.
وی گفت: اولا پاسخ دهیم که اصولگرایی چه نیست؟ از نظرمن بهعنوان فردی اصولگرا، اصولگرایی محافظهکاری و رفتار و منش پرگماتیستی و ماکیاولیستی نیست. یعنی ممکن است یک اصولگرا سنتگرا باشد، اما به تعبیر جلال آل احمد، سنتگرا به معنی محافظهکار نیست.
این فعال سیاسی اصولگرا خاطرنشان افزود: بهطور قطع اصولگرا بخشی از ارزشهای خود را از سنتهای نیک نبوی و علوی میگیرد. اما تابع محض سنت هم نیست. بسیاری از سنتهای گذشته ما قابل دفاع نیست، پس اصولگرای واقعی ضمن اینکه بخشی از سنت را میپذیرد بخش دیگر را نمی پذیرد و با نگرش انتقادی با آن برخورد میکند.
این نماینده سابق مجلس شورای اسلامی در تبیین دیگر مشخصات اصولگرایی گفت: ازطرف دیگر یک اصولگرا، عملگرا هم نیست، یعنی برای او فایدهو کارایی به هر قیمتی قابل قبول نیست. فایدهمندی وکارآمدی تا جایی برای یک اصولگرا قابل قبول است که منافی اصول مورد قبولش نباشد.
وی خاطرنشان کرد: از سوی دیگر اصولگرا ماکیاولیست هم نیست. قرار نیست یک اصولگرا قدرت را هدف قرار دهد و برای حفظ آن یا دستیابی بیشتر به آن، اخلاق و دین را وسیله قرار دهد و هرکاری برایش مجاز ومباح شناخته شود. در نزد یک اصولگرای واقعی قدرت در بهترین حالتش یک ابزار است و به هیچوجه فعل سیاسی، هدف نیست. هدف تحقق ارزشها و حقوق جامع شهروندی اعم از فردی، گروهی و اجتماعی است.
افروغ در خصوص آن دسته ازصاحبان قدرتی که بنام اصولگرایی ،اخلاق و منش ماکیاولیستی را مدنظر دارند به فرمایشات امیرالمومنین اشاره کرد و گفت: سوگند به خدا، معاویه از من سیاستمدارتر نیست، اما او نیرنگ میزند و مرتکب انواع گناه میشود. اگر نیرنگ ناپسند نبود، من سیاستمدارترین مردم بودم، ولی هر نیرنگی گناه است و هرگناهی یک نوع کیفراست.
این استاد دانشگاه در ادامه گفت: در شرایط کنونی گفتمان انقلاب اسلامی و جوهره و مولفههای این گفتمان، اساس اصولگرایی است و اهداف آنرا تعیین میکند.
وی درادامه تصریح کرد: یک اصولگرا در وهله اول باید فهم دقیقی از انقلاب اسلامی، ابعاد معنوی، اخلاقی، دینی و فلسفه سیاسی مبتنی بر مردمسالاری دینی داشته باشد.
وی ادامه داد: یک اصولگرا باید توجهی ویژه به آزادی، استقلال و جمهوری اسلامی داشته باشد، در سیاست خارجی، استکبارستیزی و صهیونیسمزدایی ازعالم و نه شرقی و نه غربی را در نظر داشته باشد وآن را عملا پاس بدارد.
افروغ خاطرنشان کرد: با توجه به محافظهکار نبودن اصولگرایی، بنابراین یک اصولگرا فی حد ذاته یک اصلاحطلب است.
وی ادامه داد: مگر میشود عینک اصولگرایی را به چشم زد و از ورای این عینک به تفسیرحوادث و واقعیتهای اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و فرهنگی چه درسطح داخل و چه درسطح خارج پرداخت، اما هیچ اقدامی درجهت اصلاح کاستیها و زشتیها نداشت؟
این فعال سیاسی اصولگرا افزود: ازسوی دیگر هیچ اصلاحطلبی نمیتواند پایبند به یکسری اصول نباشد. خواهناخواه هراصلاح طلبی نیز بایستی عطف به یکسری اصول،اصلاح طلبی خود را تعریف کند.
این نماینده سابق مجلس شورای اسلامی گفت: حال اگر گفتمان و معیار یک اصلاحطلب، گفتمان انقلاب اسلامی و معیارهای برخاسته از آن باشد، علیالقاعده هیچ تفاوتی در مبنا دراصولگرایی و اصلاح طلبی نیست، هرچند ممکن است اختلاف در تاکید برمولفه های خاص و درمشی و تاکتیک باشد که این بلامانع است.
وی درادامه ضمن اشاره به این نکته که اختلافات بین گروههای مختلف در زمان امام خمینی نیزازاین جنس بود، گفت: اما اگرمعیار اصلاحطلبی گفتمانی انقلابی نباشد و اصلاحطلبی از منظر گفتمانهای دیگری ازقبیل لیبرالیسم، سکولاریسم یا حتی سوسیالیسم مبادرت به عمل بکند، مسلم است که با یک اصولگرای واقعی تفاوت ماهوی دارد.
این فعال سیاسی اصولگرا تصریح کرد: از طرف دیگر اصولگرایی که محافظهکار است، پرگماتیست و ماکیاولیست است و عملا ارادتی به گفتمان انقلاب اسلامی در نظرندارد و به هیچوجه نمیتواند با یک اصلاحطلب ملتزم به آرمانهای انقلاب، اشتراک در مبنا داشته باشد.
وی افزود: به نظر میرسد بایستی تلاش کرد آن بخشی از اصولگرایی و اصلاحطلبی را که التزام نظری و عملی به آرمانهای انقلاب اسلامی دارند، علیرغم تفاوت دیدگاه در روش و شیوهها به وحدت و گفتو گو دعوت کرد.
افروغ درمورد ان دسته از اصولگرایان که التزام عملیو نظری به گفتمانهای انقلاب اسلامی ندارند و تنها نام اصولگرایی رابرخود گذاشتهاند و نیز اصلاحطلبانی که معیارهای اصلاطلبی خود را از بیگانه اخذ میکنند، گفت: باید این گروهها را کنار زد و در رقابتهای سیاسی نباید نگاهی همسان با اصلاحطلبان و اصولگرایان ملتزم به انقلاب اسلامی با این گروه داشت.
وی تصریح کرد: چه بسیار اصلاحطلبانی که ارادتی به انقلاب اسلامی ندارند. از طرف دیگر چه بسیار اصولگرایانی که توجه به اصول را پیشپای منافع قدرتطلبانه خود ذبح میکنند و ارادتی به انقلاب اسلامی ندارند. این فعال سیاسی اصولگرا در ادامه گفت: با توجه به جریان غالب اصولگرایی در کشور باید حساب اصولگرایان پرگماتیسم و ماکیاولیسم که بیتوجه به جایگاه مردم در حاکمیت هستند را از اصولگرایان واقعی و دردمند به حال جامعه و انقلاب اسلامی جدا کرد.
این نماینده سابق مجلس شورای اسلامی دررابطه با لزوم بازتعریف اصولگرایی خاطرنشان کرد: شاید این بازتعریف برای بعضیها مطرح شده باشد، اما من نیازی به بازتعریف نمیبینم.
وی درادامه گفت: من که سالها پیش بحثی را تحت عنوان اصولگرایی خلاق و انتقادی مطرح کردم و مولفههای سیاسی، فرهنگی و فلسفی، اقتصادی آن رابرشمردم و نیزبه مبانی فلسفی، عرفانی، کلامی و فقهی انقلاب اسلامی را اشاره کردم.
افروغ اضافه کرد: بیش ازآنکه در تعریف نیازبه بازنگری باشد، باید در رفتارهایمان و اعمال خود تجدیدنظر کنیم. بسیاری از اصولگرایان از دایره اعتدالو انصاف خارج شدهاند و به توصیه بزرگان دین عمل نکردهاند. آنچه برای خود میپسندیدند برای دیگران نپسندیدند و اصل طلایی اخلاق را نادیده گرفتند.
وی در ادامه به کلام حضرت علی (ع) اشاره کرد: امیرالمومنان فرمودند که احبب لغیرک ما تحب لنفسک و اکره لهو ماتکرهو لها، برای دیگران همان را بپسند که برخویشتن میپسندی و از آنچه که از دیگران کراهت داری ازخویشتن نیزمکروه و ناخوشایند بدان.
بازگشت به صفحه اصلی
نگاه درست تر به ولایت فقیه و آزادی بیان
آفتاب: علی مطهری نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی گفت: در حال حاضر انتقاد را مساوی نشر اکاذیب، تشویش اذهان عمومی، توهین و افترا میدانند.
به گزارش تهران امروز، مطهری با تاکید بر اینکه "الان فضا خیلی بسته شده"، افزود: آقای رامین چند روز پیش گزارش دادند که 600 نشریه از دولت انتقاد میکنند. چگونه انتقادی؟ اگر انتقاد صریح از رئیسجمهور باشد، تحمل نمیشود. من این فضا را تجربه کردهام یعنی مصاحبههایی که پیشتر چاپ میشد، در شرایط فعلی چاپ نمیشود، بعد آقای رئیسجمهور میگویند آزادی در کشور در بالاترین حد است، این درست نیست.
وی ادامه داد: فکر نمیکردم که به اینجا برسیم که علیه من در نماز جمعه شعار بدهند. البته آن عده که شعار دادند، گروه خاصی بودند و فقط شعار بیبصیرتی دادند و شعار نفاق ندادند. شهید مطهری میگوید، مصلح واقعی کسی است که در مقابل توهینهایی که به شخص او میشود، بیحس و کرخت است، اما در مقابل ضایعشدن حقوق مردم حساس است.
مطهری همچین اظهار داشت: برداشتم این است که وقتی عکسالعملها و اتهامپراکنیها زیاد میشود، به معنی تاثیرگذاری زیاد است، یعنی برخی احساس میکنند که آگاهیبخشی و روشنگری برای مردم مانع کار آنهاست و سعی میکنند با این اتهامات مانع اثرگذاری شوند. در مورد استفاده از اعتبار شهید مطهری من نمیتوانم این انتساب را از بین ببرم ولی سوءاستفادهای نکردهام.
وی با تاکید بر این که اگر انتقاداتم از دولت نبود، هنجارشکنیهای بیشتری انجام میشد، گفت: به علاوه اکنون چهره فرهنگی دولت برای قشر متدین آشکارتر شده است. همچنین اگر تا یک سال پیش فقط من از این لیبرالیسم فرهنگی سخن میگفتم اما اکنون افراد زیادی از مراجع تقلید و ائمه جمعه گرفته تا استادان دانشگاه و نمایندگان مجلس و حتی برخی حامیان دولت در این باره صحبت میکنند.
مطهری با اشاره به این که دولت چون قدرت دارد، نقش اساسی را ایفا میکند، تاکید کرد: یعنی می توانیم بگوییم 30 درصد مسئولیت به عهده سایر نهادها مثل آموزش و پرورش، وزارت علوم، صدا و سیما و روحانیت است، 70 درصد آن به عهده دولت است.
وی اظهار کرد: الان مشکل جریان اصولگرایی این است که مبانی مشخص و مورد توافقی ندارند. همه از یک اصولی دم میزنند اما معنای واحدی از آن ندارند. مثلا همه میگوییم ولایت فقیه، اما مراد همه یکی نیست. فردی معتقد است که هر کاری میخواهیم بکنیم باید با ولی فقیه هماهنگ کنیم مثلا اگر بخواهیم در مجلس وزیری را استیضاح کنیم باید دید که ایشان موافق است یا مخالف یا در زمان انتخابات ریاستجمهوری اول باید ببینیم که نظر ایشان چیست و خودمان مجاز نیستیم که ابتکار عمل داشته باشیم. بعد هم هر کسی مخالف این نگاه بود، باید با او برخورد کرد. ولی گروه دیگر میگویند فقط در احکام حکومتی باید مطیع باشیم. فتوای اخیر مقام معظم رهبری درباره مرز التزام عملی به ولایت فقیه هم موید همین نگاه است که من سالهاست درباره آن سخن گفتهام.
مطهری افزود: من این دستهبندیها را به این صورت که دیوار ضخیمی بین آنها باشد، قبول ندارم چون برخی اصلاحطلبان از اصولگرایان اصولگراتر هستند و برعکس.
نماینده مردم تهران در مجلس گفت: اگر ما عده کمی از اصلاحطلبان را که ساختارشکن و دنبال تغییر نظامند کنار بگذاریم، بقیه آنها افراد منطقی هستند و به نظر من نگاه آنها به ولایتفقیه و آزادی بیان نگاه درستتری است و امکان همکاری با آنها وجود دارد.
وی یادآور شد: در زمان امام(ره) هم آن 99 نمایندهای که برخلاف نظر امام به نخستوزیری آقای موسوی رای منفی دادند، مورد نکوهش قرار نگرفتند و امام مطلبی به این مضمون فرمودند که آنها به وظیفه خود عمل کردند.
بازگشت به صفحه اصلی
خوره و جزام به جان فرهنگ
«متأسفانه، تشنجات سیاسی کشور، نگاه های خطکشی شده و مرزبندیشدهای را پدید آورده که همچون خوره و جذام به ساحت هنر هجوم آوردهاند، آن را مخدوش میکنند و کاملا از بین میبرند.»
به گزارش «تابناک»، جمله بالا را مجید مجیدی می گوید، کارگردان نام آشنای سینمای ایران که حتی اگر کسی او را با «بدوک»، «بچههای آسمان» و «رنگ خدا» نشناخته باشد، این اواخر، «آواز گنجشکها»یش، حسابی سر و صدا کرد و جوایز متعددی گرفت که بعضی از آنها خارجی بودند.
این کارگردان، فیلمنامهنویس و بازیگر سرشناس ایرانی، تاکنون موفق به گرفتن چهار جایزه سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی در دورههای گوناگون جشنواره فیلم فجر شده است.
بنا بر این گزارش، وی در گفت وگویی با هفته نامه پنجره مطالبی را عنوان کرده است که در زیر به گوشه ای از آن اشاره می شود:
ـــ متأسفانه، همه مسائل ما آمیخته به مسائل سیاسی شده است؛ از مدیران فرهنگی گرفته تا خود هنرمندان، همه در این خطکشیها قرار گرفتهاند. آدمها سر جای خودشان نیستند. مدیران فرهنگی ما با وجود احترامی که به شخصیت آنها میگذارم، فاقد توانایی هستند و به باور من، جایگاهی را غصب کردهاند و غصب این موقعیت، در واقع فرصت گرفتن از یک کشور و نسلی است که ممکن است به بیراهه برود.
ـــ در کشور ما، فرصتسوزیها به شکل وحشتناکی رخ میدهد و من بیش از هر چیزی، نگران این بخش هستم. ما در این سالها، در پی شکوفایی خلاقیت و پرورش یک نسل دیگر نبودهایم. بیشتر خواستند هنرمندان را شبیهسازی کنند تا مثل خودشان بیندیشند؛ هنرمندان تزریقی که از منظر آنها به ماجرا نگاه کنند. من نگران نسل آینده هستم و بر این باورم در سالهای آینده با یک بحران بزرگ فرهنگی ـ هنری روبه رو خواهیم شد.
ـــ ما همیشه چیزی را سرمایه میدانیم که مابهازای فیزیکی داشته باشد؛ مثل نفت، ولی من معتقدم سرمایه، نیروی انسانی است که میتواند پشتوانه هر کشوری باشد، به ویژه برای کشور ما که بسیار جوان است و این سرمایه عظیم به خاطر نبود مدیریت کلان فرهنگی هرز میرود.
به نظر من، نظام فکری ـ فرهنگی در کشور من فلج شده است. چیزی که مدیران فرهنگی ما روی آن پافشاری دارند، کار سفارشی است، چون نگران صندلی خودشان هستند، نه وضعیت فرهنگی. در حالی که باید ریسکپذیر و در پی ایجاد راهی برای جریانسازی باشند و فارغ از موقعیت خود، به راه افتادن لوکوموتیو فرهنگ بیندیشند.
ـــ در فعالیت فرهنگی ما نمیکاریم که شش ماه بعد درو کنیم. ممکن است ده سال دیگر کارمان نتیجه دهد. متأسفانه، مسئولان فرهنگی کشور ما دنبال چنین کِشتی نیستند. حتی به کشت آبی هم فکر نمیکنند، دیمیکارند؛ بکاریم و بارانی هم ببارد و بتوانیم محصولی برداشت کنیم.
وی درباره نگاه رهبر انقلاب به فعالیت های فرهنگی ـ هنری می گوید:
ـــ تا جاییکه من میدانم، ایشان همیشه خبرها را رصد میکردند و از آنجایی که نسبت به مسائل فرهنگی کشور، به ویژه در حوزه کودک و نوجوان اهمیت می دهند، توجه ویژهای به کانون پرورش فکری کودک و نوجوان داشتند. شاید یکی از دلایل مصونیت کانون از برخی آفتها نیز بهدلیل نوع نگاهی بود که از این حمایتها بود. چون بالاخره کانون، زیرمجموعه آموزش و پرورش به شمار میآید.
من بر این باورم کانون میتواند برای خود یک تشکیلات کاملا جداگانه باشد؛ یک جای کاملا غیرانتفاعیتر از چیزی که هست؛ یعنی اگر در ساختار آن تغییراتی پدید بیاید، میتواند بالندهتر و تأثیرگذارتر شود. فعالیت کانون زیر نظر تشکیلاتی مثل آموزش و پرورش که به خودی خود گرفتاریها و چالشهای بسیاری دارد، برای کانون کوچک است.
ـــ قطعا توجه ویژه رهبری بوده که کانون توانسته سر و شکلی بگیرد و اگر این توجه نبود، تاکنون چیزی از کانون باقی نمانده بود.
بازگشت به صفحه اصلی
دو شاخصه جامعه مطلوب و مهدوی
آفتاب - سرویس سیاسی: رئیسجمهور سابق کشورمان با محکومیت اقدام تروریستی رخ داده در زاهدان و تسلیت به بازماندگان و مردم زاهدان، آن را جنایتی وحشتناک خواند و گفت: «درست در هنگامی که تحریمها علیه ایران اعمال میشود از سوی برخی کشورها به تروریستهای منفوری که هزاران نفر از مردم بیگناه از جمله مسئولان عالیرتبه و محبوب را ترور کردند اجازه فعالیت مجدد داده میشود و آنها را از لیست تروریستها خارج میکنند که ملت ما همه این اقدامها را به منزله توطئهای علیه خود تلقی میکند.»
حجت الاسلام و المسلمین سیدمحمدخاتمی در دیدار با جمعی از ایثارگران و رزمندگان دوران دفاع مقدس اعیاد ماههای رجب و شعبان را به آنان تبریک گفت و مقاومت مردم را در برابر تجاوز و نیز تلاش برای پاسداری از انقلاب اسلامی و سربلندی میهن را ستود.
به گزارش آفتاب به تقل از روابط عمومی دفتر سیدمحمد خاتمی، وی افزود: «27 ماه رجب روز بعثت حضرت رسول اکرم (ص) است و پانزدهم شعبان میلاد مبارک حضرت بقیه الله (عج) و سوم شعبان تولد پر برکت حضرت ابا عبدالله است البته اعیاد دیگر هم در مدت هست ؛ ولی این سه عید که به ظاهر سه واقعه است جدا از هم است در واقع به نظر میرسد که یک مجموعه تدبیر شدهای است که تاریخ و سرنوشت بشر را رقم میزند.»
رئیس بنیاد باران تصریح کرد:«بعثت که آغاز نزول وحی بر قلب مبارک آخرین فرستاده خداست در واقع رستاخیز بیان و نشر آیین کامل الهی برای انسان خردمند و آزاد است؛ انسانی که یگانهبینی و یگانه پرستی و دلدادگی و سر سپردگی به یگانه بیهمتا در متن جان و فطرت او نهفته است.»
رئیس دولت اصلاحات ادامه داد: «بعثت فراخوان به پرستش ناب خداوندی است که نامها و صفتهای او همه هستی را پر کرده و پیامبر بزرگوار، نمودار درخشان همه نامها و نمودها و انسان کاملی است که تمامی آدمیان را به این آئین و راه فرا میخواند، راهی دراز که تا "معاد" امتداد دارد.»
رئیس موسسه بینالمللی گفتو گوی فرهنگها و تمدنها یادآور شد: «در آئین اسلام که (که نام همه آئینهای یکتاپرستی از آدم تا خاتم است) و در اسلام به معنی مصطلح آن به گستردگی و کمال خود میرسد، خداوند آغاز و انجام پیدا و جهان هستی است و انسان این موجود برتر آفرینش که خداوند با آفریدن او به خود آفرین گفته است، جانشین خداست و پیامبر(ص) این مرتبت والا را به او تذکر میدهد و او را بفرمان فطرت فرا میخواند و راه نیکبختی برین و جاودان را که در بازپسین هنگامه زندگی ظهور مییابد به او مینماید.»
وی با بیان اینکه «پیامبر"راهنما" است و الگو و اسوه و راهبر و هادی است»، اظهار داشت: «خداوند در قرآن از جمله رسالت پیامبر(ص) را که باز خواننده آیات خداست را تزکیه آدمیان و آموزش کتاب و حکمت میداند.»
خاتمی تاکید کرد: «این رسالت با تزکیه و تربیت جان انسان و پالایش آن از رذیلتها و آرایش آن به فضیلتها آغاز میشود و آنگاه با تعلیم کتاب (تکوین و تشریع) و حکمت این رسالت تکمیل میشود، البته کتاب دربردارنده حکمت است اما به جهت اهمیت آن حکمت به صورت علی حده نیز ذکر شده است و حکمت عبارتست از اندیشه؛عمل و گفتار محکم و درست که مطمئنا اخلاق مصداق بارز حکمت است.»
رئیسجمهور سابق کشورمان افزود: «اخلاق اجمالا یعنی نیت نیکو و کار نیکو مبتنی بر آگاهی و آزادی اختیار به قصد رسیدن به مقصد والا که خیر برین است و در اخلاق آنچه خیر است باید انجام گیرد و آنچه شر است نباید انجام شود.»
رئیس بنیاد باران همچنین به سالروز ولادت اباعبدالله الحسین(ع) اشاره کرد و گفت: «در سوم شعبان نیز ابر مردی زاده میشود که به تقدیر الهی قهرمان حماسهای میشود که در پرتو قرآن، آئین پاک محمدی آنچنان که بوده و هست بماند و بهرغم تحریفها و انحرافهائی که به خصوص در عرصه سیاست پیش آمد، دین و آئین در ژرفای جان حق و حقیقت از دگرگونی و تحریف مصون بماند.»
وی ادامه داد: «پانزدهم شعبان هم زادروز مولود مبارکی است که به فرمان خداوند، باید مدار و محور و سالار و سرور جامعهای باشد که خدا خواسته است و آئین پیامبر آهنگ سیر و صیرورت آن جامعه است.»
خاتمی تاکید کرد: «به باور ما، جامعه برین و خواستنی و بایستنی در آخر الزمان تحقق مییابد و از این رو دوران طلائی زندگی آدمی در این جهان، در آینده است، نه گذشته و دریغ و افسوس که غفلت جهل و جور مانع از تحقق زودتر آن جامعه شده است، چه بسیار مردمان حتی موحدان و مسلمانان که این همه زیبایی و عظمت را در دین خدا ندیدهاند و حتی آن را تا حد اوهام و خرافات فرود آوردهاند.»
رئیسجمهور سابق کشورمان یادآور شد: «اینک ما در دوران غیبت معصوم به سر میبریم و تا رسیدن به کمال مطلوب فاصله داریم که در ازای آن را خدا میداند و بس و فقدان پیامبر(ص) و غیبت ولی خدا مصیبتی است بزرگ، که شکوه و شکایت آن را از جمله در دعای افتتاح از زبان معصوم(ع) به درگاه خدا میریم و این دوران دوران آزمایش است.بدون تردید در آئین الهی همچنان که هدف، پرورش شخصیت انسان خوب و افرد بشر است، ظرف وجود آدمبینی جامعه نیز در مرکز اهتمام است.»
کدام جامعه؛ جامعه مطلوب است؟
وی با طرح این سئوال که که «کدام جامعه؛جامعه مطلوب است؟»، اظهار داشت:« اگر جامعه کمال مطلوب در پایان تاریخ محقق میشود و اینک در دسترس نیست، آیا میزانژ ها و معیارهایی وجود دارد که بر پایه آن تا حد امکان بتوان به سوی آن جامعه حرکت کرد؟یعنی جامعهای که در آن انسان(هر انسان) محترم باشد واحساس امنیت کند و از مزایای معنوی و مادی زندگی برخوردار باشد؟»
رئیس بنیاد باران تاکید کرد: «با رجوع به آموزههای الهی و سنت و سیرت پیامبر(ص) و معصومان(ع) و نیز تدبر و خردورزی، دستیابی به این موازین کار چندان دشواری نیست.آنچه در یک کلام میتوان گفت این است که میزان روابط و آهنگ حرکت در جامعه مطلوب "عدالت" است، منتهی عدالتی که توسط انسان آگاه و آزاد باید ایجاد و از آن پاسداری شود.
عدالت امری تحمیلی نیست، پیامبر با کتاب و میزان آمده است تا مردم آگاه و مصمم شوند و خود به "قسط" برخیزند.»
سیدمحمدخاتمی همچنین تصریح کرد: «عدالت کیمیای گرانبها و جامعالاطرافی است که خلاصه کردن آن در عدالت اقتصادی(که البته مهم است) آن هم تحت توهمات مدرن مارکسیستی و غیر مارکسیستی جفای به انسان است. عدالت نمیتواند همراه با تحقیر انسان و نادیده انگاشتن کرامت او باشد که این خود بیداد بزرگ است.»
جامعه مطلوب؛ جامعهای اخلاقی است
رئیس دولت اصلاحات ادامه داد: «از سوی دیگر جامعه مطلوب؛ جامعهای اخلاقی است، اصلا عدالت شاخهای از اخلاق است؛ وفا، راستی، محبت به دیگران، امانت داری، دوری از خشم و صدها موردی که در قرآن و متون دینی و نیز آراء فیلسوفان و معلمان اخلاقی آمده است باید بر جامعه حاکم باشد.»
نهاد حکومت باید با میزان عدالت و اخلاق ارزیابی شود
رئیسجمهور سابق کشورمان با بیان اینکه «فکر میکنم با همین دو میزان، تا حد زیادی مطلوبیت جامعه و فاصله جامعه را با جامعه کمال مطلوب میتوان دریافت»، گفت: «حکومت (نهاد حکومت) که محور و هسته مرکزی جامعه است نیز باید با میزان عدالت و اخلاق ارزیابی شود.»
وی با تاکید بر اینکه «از جمله شروط مهم مطلوبیت حکومت این است که بر آمده از اراده و خواست جامعه و برخوردار از رضایت مردم باشد»، اظهار داشت: «ما توفیق حضور در حکومت معصوم را نداشتهایم، ولی با رجوع به تاریخ و آموزههای دینی تردید نکنیم که رضایت مردم شرط مهم تحقق حکومت منسوب و سازگار با دین است.»
رئیس بنیاد باران یادآور شد: «نه پیامبر(ص) و نه امام علی(ع) و نه نمایندگان اصلی دین، هیچگاه حاضر نبودند بدون رضایت مردم و به اصطلاح امروز، رای و خواست آنان حکومت خود را به هر قیمتی بر مردم تحمیل کنند.»
رئیس موسسه بینالمللی گفتو گوی فرهنگها و تمدنها تصریح کرد: «پیامبر(ص) هنگامی یثرب را به مدینه النبی تبدیل کرد که تمام مردم آن ناحیه (اوس و خزرج) از او خواستند با او بیعت کردند و حتی توافق امنیت غیر مسلمانان مدینه رانیز بدست آورد؛ داستان حکومت امام علی(ع) و کلام بلند او نیز معروف است که اگر حضور حاضر نبود و یاری فراگیر مردم حجت را بر او تمام نکرده بود و عهدی که میان عالمان خیرخواه و آگاهان عدالت جو و خداوند بر لزوم جانبداری از ستمدیدگان و رفع بیداد و ستم وجود نداشت امام حکمروائی را نمیپذیرفت.»
وی با طرح این سئوال که «چرا در دوران بحران سیاسی اواخر قرن اول و اوایل قرن دوم هجری و سست شدن پایههای حکومت اموی و مروانی که قطعا امکان فراهم آمدن عِدّه و عُدّه و تشکیل حکومت برای بعضی امامان ما فراهم بود (بنیعباس با شعار خشنودی اهل بیت با همین شیوه روی کار آمدند) چرا امامان حاضر نشدند چنین کنند؟» گفت: «آیا جز این است که رضایت و خواست و رای مردم برای حکومت معصوم شرط میدانستند؟چه رسد به ما که در زمان غیبت معصوم به سر میبریم و همه انسانهای محدود و آسیب پذیر و دارای کاستی فراوانیم.»
خاتمی با بیان اینکه «لازمه شرط رضایت مردم پاسخگویی حکومت به مردم نیز هست»، اظهار داشت: «در چنین حکومتی، آزادی اندیشه و بیان در جامعه یک اصل محکم و از حقوق اساسی مردم و پاسداشت آن عین عدالت اخلاقی بودن است.»
وی ادامه داد: «امروز بشر و بعد از کشاکشهای مهم تاریخی به این نتیجه رسیده است که "مردمسالاری" کم هزینهترین و پر فایدهترین شیوه حکومت است و حق حاکمیت بر سرنوشت خود و آزادی اندیشه و بیان و نقد بخصوص نقد حکومت، بهرسمیت شناخته شده و از مسلمات و مشهورات زمانه است.»
رئیس دولت اصلاحات یادآور شد: «آیا اصرار ما بر مردمسالاری و لوازم آن، عدول از موازین دینی است یا عین پایبندی به آن؟ و آیا پایههای دینی باور را نمیتوانیم از منابع فکری و عمل دینی بهدست آوریم؟»
خاتمی افزود: «این امام علی(ع) است که 14 قرن قبل که منطق وحشتناک "حق با کسی است که غلبه و استیلاء به هر قیمتی پیدا کند"رایج بود و ترویج میشد؛ از حق و تکلیف حکومت سخن میگوید. طرفه اینکه نصیحت در آشکار و نهان و انتقاد خیرخواهانه را وظیفه مردم و حق حاکم میداند یعنی آنچه امروز با هیاهو و افتخار به عنوان حق مردم شناخته می شود امام آن را وظیفه میداند.»
وی همچنین اظهار داشت: «امام(ع) مردم را تشجیع میکند که در برابر او همچنانکه در برابر جباران سخن میگویند سخن نگویند و نیز خود را نه تنها در برابر همکیشان که در برابر همه مردم، از هر آئین و گرایشی مسئول میداند و پاس حق و حرمت همه را دارد.»
نظام مطلوب در این زمان، نظام مردمسالار (با همه لوازم و شرائط آن) است
رئیسجمهور سابق کشورمان با اشاره به اینکه «اگر میگوئیم نظام مطلوب در این زمان نظام مردمسالار (با همه لوازم و شرائط آن) است ریشههای آن را در رفتار و مواضع پیشوایان دینی خود مییابیم»، افزود: «از سوی دیگر مگر پیامبر(ص) هدف بعثت خود را به کمال رساندن و تمام رساندن حکومتهای اخلاقی نمیداند؟قطعا اخلاقی بودن شرط مطلوبیت جامعه مورد نظر دینی است.مگر میشود اخلاق و رشد فضائل اخلاقی مطلوب باشد ولی ملاک سیاستها و رفتارهای حکومت اخلاقی نباشد؟»
وی تصریح کرد: «در دوران خود ما مگر امام راحل فرمان هشت مادهای را در بحرانیترین دوران پس از انقلاب که امواج ترور و طوفان جنگ بیداد میکرد صادر نکرد؟مگر این فرمان از جمله منشور اخلاقی بودن حکومت نیست؟متهم نکردن افراد، عدم دخالت در احوال مردم، پرهیز از فرد پرستی و تملق و ریا، تامین آزادیهای جامعه به خصوص آزادیهای اساسی، اینها و بسیاری موارد دیگر از جمله شروط و نشانههای اخلاقی بودن و مطلوب بودن حکومت است.»
اگر به نام عدالت بیعدالتی شود، بدتر است
رئیس بنیاد باران خطاب به حضار گفت: «امروز در خدمت شما بزرگان حاضر در جبهه و مدافع اسلام و انقلاب و ایران و جانبازان و بازماندگان شهیدان عزیز هستیم و میدانیم که فداکاریهای شما و صدها هزار نفر چون شما برای استقرار نظامی بوده است که اگر نه در حد کمال مطلوب ولی جاری و حرکت کننده به سوی آن جامعه بوده است و اینجاست که باید بد اخلاقی محکوم شود، بد اخلاقی اگر از سوی حاکمان باشد بدتر است.باید بی عدالتی مورد انتقاد قرار گیرد و اگر به نام عدالت بی عدالتی شود بدتر است.»
باید از آزادی بیان و اجتماعات و تشکلها دفاع شود
خاتمی تاکید کرد: «باید از آزادی بیان و اجتماعات و تشکلها دفاع شود و اگر این آزادیها به نام انقلاب محدود شود بدتر است. باید هر جا احساس کنیم حقی از مردم ضایع میشود تذکر دهیم و به سوی وضعیتی حرکت کنیم که جامعه آزاد؛ برخوردار از حقوق اساسی و دارای اخلاق و عدالت داشته باشیم.»
باید ازاجزاء و ارکان حکومت بخواهیم که پاسخگویی در برابر مردم را بپذیرند و همه در چارچوب قانون حرکت کنند
رئیسجمهور سابق کشورمان افزود: «باید از اجزاء و ارکان حکومت بخواهیم که پاسخگویی در برابر مردم را بپذیرند و همه در چارچوب قانون حرکت کنند نه آنرا به دلخواه تفسیر و تعبیر کنند و بخش هایی از آن را معطّل بگذارند، اینها از جمله درسهایی است که از بعثت و مهدویت میتوانیم بگیریم، امروز همه باید هوشیار باشیم و ضمن پافشاری بر خواستهای اساسی و حقوق ملت نباید از خطرات و تهدیدها علیه کشور مردم غافل باشیم.»
جنایت وحشتناکی که توسط تروریستها در زاهدان عزیز رخ داد، محکوم است
سیدمحمدخاتمی در بخش پایانی سخنان خود تاکید کرد: «جنایت وحشتناکی که توسط تروریستها در زاهدان عزیز رخ داد، محکوم است؛ ضمن عرض تسلیت به همه بازماندگان شهدای عزیز و دعا برای سلامتی مجروحان و آسیب دیدگان این فاجعه نباید از دستهای پلیدی که پشت این قضیهاند غافل ماند.»
وی افزود: «درست است که بسیاری از کشورها این جنایت را محکوم کرده اند ولی اعمال و معیارهای دوگانه آنها موجب بدبینی ملت ما و دیگران خواهد بود؛ درست در هنگامی که تحریمها علیه ایران اعمال می شود به تروریستهای منفوری که هزاران تن از مردم بیگناه از جمله مسئولان عالیرتبه و محبوب را ترور کردند اجازه فعالیت مجدد داده میشود و مورد حمایت قرار میگیرند و آنها را از لیست تروریستها خارج می کنند.»
سیدمحمدخاتمی خاطر نشان کرد: «مطمئنا ملت ما با نفرتی که از همه جنایتکاران و تروریستهای خائن دارد همه این اقدامها را به منزله توطئهای علیه خود تلقی میکند؛ به هر حال امیدوارم با ایجاد فضای مناسب و گذر از وضعیت ناپسند کنونی بهتر و بیشتر همه بتوانند در جهت خدمت به انقلاب و کشور و مقابله با تهدیدها کمر همت ببندند.»
در ابتدای این دیدار، حاضرین در جلسه به بیان دیدگاهها و نظرات خود پرداختند که مهمترین آنها بدین شرح بود:
- در شرائط زمانی حاضر شاهد شبیهسازی تاریخی نادرستی هستیم که به ناحق نسبت به بخش عمدهای از جامعه و در راس آن نسبت به یاران وفادار حضرت امام (ره) صورت میپذیرد.
-ما پاسداران محافظ از دستاوردهای انقلاب که همواره خواستار عظمت انقلاب و پیشرفت کشور و انشالله پیرو راه حضرت امام راحل بوده و هستیم بر آنیم که با دقت و تاملی چند باره در سیره معصومین(ع)؛ الگوبرداری صحیحی برای زمانه خود داشته باشیم و از خداوند منان مسئلت داریم ما را از هر گونه انحراف و کج اندیشی و عمل ناصالح محفوظ دارد.
- ما پاسداران شیعه امیرالمومنین با تاسی به حضرتش نسبت به مخالفین و حتی دشمنان تا زمانیکه دست به سلاح نبردهاند هیچ گونه برخورد سخت و خشن نداشته و تنها همانند آنها مقابله فکری و نظری خواهیم داشت.هر گونه بدعت فکری و عملی به هر نامی نیز مورد قبول نیست.
-باید از رواج دروغ و تهمت و برخوردهای ناروا نسبت به یاران با وفای حضرت امام(ره) که سبب تضعیف اصل نظام است خودداری کرد.
بازگشت به صفحه اصلی
مظلومیت جمهوری اسلامی
محمد خاتمی در دیدار با گروهی از جوانان اصلاح طلب، ضمن هشدار نسبت به تاثیرات منفیِ تداوم روش های فعلی حکومت بر اصل دین و اصل نظام، خواستار باز شدن فضای حاکم بر جامعه و اجازه فعالیت به تشکلهای سیاسی شد و تاکید کرد "وقتی آزادی نباشد گروههای مخفی و تروریستی پدید میآیند." خاتمی با انتقاد از عملکرد صدا و سیما خاطرنشان ساخت "وقتی در رسانه ملی دائما مسائلی نادرست یک طرفه مطرح میشود (اگر درست هم باشد ناسزا گویی و تخریب کار غلطی است) فاجعه است."
رئیس جمهوری سابق ایران، پیرامون لباس شخصی ها نیز تاکید کرد "من اینها را خودسر نمیدانم چون اینها با امنیت کامل هر کاری بخواهند خلاف ضوابط قانونی و شرعی انجام میدهند؛ با تجهیزات و لوازمی میآیند که در اختیار افراد عادی نیست و مصونیت هم دارند."
به گزارش پارلمان نیوز، محمد خاتمی در دیدار با اعضای شورای مرکزی حزب جوانان اسلامی، ابتدا پیرامون نقش مهم خرداد ماه در تاریخ معاصر ایران سخن گفته و با یادآوری وقایعی چون درگذشت رهبر فقید انقلاب و قیام پانزدهم خرداد، حضور میلیونی مردم در عرصۀ مقاومت مدنی را خاطرنشان کرد . گفت "متاسفانه برخورد نامناسبی با حضور مدنی مردم در عرصه شد."
نمی توان به نام امام، با او مخالفت کرد
رئیس بنیاد باران با بیان اینکه "خرداد و این حوادث هم دستاورد های بزرگی داشته است"، اظهار داشت:" در١۴ خرداد امسال هم دیدیم چه حوادث تلخی بوجود آمد و معلوم شد که حتی به نام امام هم میشود با امام مخالفت کرد و به نام امام با میراث امام و نمادهای تداوم راه امام مخالفت و اعتراض و جفا کرد، این مساله مساله مهمی است که به نام امام و انقلاب با محتوا و راه و اندیشه امام مبارزه و مخالفت کرد."
به زخم مردم نمک پاشیده شد
رئیس دولت اصلاحات با اشاره به ٢۵ خرداد سال گذشته، یادآور شد: "حضور باشکوه و آرام و ضد خشونت مردم تا اینکه مطالبات خودشان را به مدنی ترین شیوه بیان کنند حادثه ای بود که باز در خرداد رخ داد."
وی تاکید کرد: "با این حضور که میتوانست نشان دهنده ظرفیت نظام جمهوری اسلامی برای تداوم راه و حرمت نهادن به مردم باشد برخورد بدی شد، که هنوزهم آثار آن را با انبوه زندانیان و آسیب دیدگانی و حتی کسانیکه جانشان را در این عرصه از دست دادند مشاهده میکنیم و متاسفانه به جای همدردی با آنها و جبران آن، نمک هم به زخم آنها پاشیده شد."
خاتمی ادامه داد: "البته در سی خرداد شصت هم جریانات تروریست و خشونت گرا اوج خشونت خود را نشان دادند و با دست زدن به کشتار وسیع و تداوم آن از جمله آنچه در هفت تیر و شهریور همان سال رخ داد مظلومیت جمهوری اسلامی و جنایت دشمنان آن را آشکارتر کرد."
مظلوم مردم بودند
رئیسجمهور سابق ایران تصریح کرد: "آنچه مظلوم است روح جمهوری اسلامی است که هم با دشمنی های خارجی روبرو است و هم با تنگ نظری نیروهایی که مدعی طرفدار انقلاب هستند و هم با گروههایی که فقط و فقط راهکار را خشونت و توسل به خشونت می دانند، مظلوم مردم بودند که صاحب اصلی انقلاب بودند و هستند."
وی با بیان اینکه "ما کسانی هستیم که دلمان میخواست و میخواهد که نظام جمهوری اسلامی قوی، آبرومند و دارای اعتبار باشد"، گفت: "وضعیتی که الان جمهوری اسلامی از نظر مدیریت و موقعیتی که در جهان دارد وضعیت مطلوبی نیست."
رئیس موسسه بینالمللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها ادامه داد: "دغدغه خاطر خیلی از کسانی که دلبسته به انقلاب هستند وضعیت کنونی است که در آن قرار داریم، آنها اگر هم وقتی صحبتی از تغییر می کردند؛ مراد تغییر آن چیزی بود که ما معتقدیم با معیارهای انقلاب و اسلام سازگار نبود و نیست و هدف آن بوده است اینکه وضعیت طوری باشد که متناسب با آن ارزشها و تامین نیازهای واقعی مادی و معنوی مردم باشد."
خاتمی افزود: "این دقیقا به معنی دلبستگی به انقلاب و نظام جمهوری اسلامی است و قرار داشتن در کنار مردمی که صاحب اصلی انقلاب هستند."
قرار بود شیوه علی را پیاده کنیم
رئیس جمهور سابق تاکید کرد: "از افتخارات ما این بود که میگفتیم شیوهای که میخواهیم پیاده کنیم شیوهای است که در حکومت و زندگی حضرت علی تجربه شد...امام وقتی جمهوری اسلامی را مطرح کردند جمهوری را گفتند همان است که در دنیاست، یعنی محور و مدار مردمند میزان رای مردم است، ارکان حکومت از بالاترین تا پایینترین مستقیم یا غیر مستقیم وابسته به رای و انتخاب مردم هستند، بطور کلی رضایت مردم شرط اصلی حکومتی است که مورد توجه است.جمهوری، دموکراسی و مردم سالاری که در دنیا مطرح است، تفکیک قوا، اینکه قدرت در مقابل مردم مسئول باشد، قدرت را مردم روی کار بیاورند، قدرت را مردم بتوانند بدون توسل به زور جا به جا کنند و اینکه قدرت باید پاسخگو باشد نسبت به آنچه از سوی مردم بدست او داده شده است."
وی یادآور شد: "به طور خاص تکیهای که در انقلاب شد و امام فرمود این بود که ما دلمان میخواهد نمونه حکومتی که علی بن ابیطالب داشت پیاده شود."
علی بدون رضایت مردم حکومت نکرد
خاتمی با طرح این سئوال که "علی(ع) چگونه حکومت میکرد؟"، گفت:"بنده فقط میخواهم روی رفتار امیرالمومنین با مخالفانش صحبت بکنم. امام علی به نظر ما شیعیان، انسانی بود که شخصیت او برای حکومت اسلامی و شایستگی او برای ولایت جامعه از طرف خدا مورد تایید قرار گرفته بود.اما اینکه چگونه روی کار میآید و چگونه کار را انجام میدهد خیلی درس بزرگی است."
رئیس دولت اصلاحات تصریح کرد: "هیچگاه به ذهن حضرت علی نیامد که اگر بتواند امکاناتی به دست آورد، بدون توجه به خواست و مطالبه مردم حکومت کن و این یعنی تا رضایت مردم نباشد تا مردم نخواهند حتی امیرالمومنین، انسان معصوم و شایستهای که از طرف خدا مورد تایید است حکومتش را بر مردم تحمیل نمیکند.در واقع فعلیت حکومت مورد تایید الهی مبتنی بر رضایت مردم است که امام علی هم در بیان و هم عمل آن رانشان داد."
خاتمی افزود: "امیرالمومنین وقتی هم که با خواست مردم روی کار آمدند نحوه تعاملشان با مردم و جامعه تعاملی عجیب بود، مساله عدل و داد و طرفداری از محرومان و سایر موارد؛ روش علی این بود که به نفع مردم و آنچه خواست خدا و جامعه، حرمت و شخصیت مردم بود آن را به کار می برد و قاطعانه عمل میکرد و به همین دلیل هم خیلی از افراد را از دست داد."
رفتار علی با مخالفان چگونه بود؟
خاتمی خاطرنشان کرد "اما رفتار علی چگونه بود؟ برای او خیلی مهم بود و میدانست و پذیرفته بود که جامعه بدون مخالف نمیشود. نحوه تعامل او با مخالفین چگونه بود؟ همین طلحه و زبیر را در نظر بگیرید اینها شخصیتهای بسیار برجسته بودند ولی نتوانستند عدل امیرالومنین را تحمل کنند و اولین کسانیکه نقض بیعت کردند همینها بودند.چون دیدند علی تامین کننده خواستهای آنها نبود او خدا و مطالبات مردم را در نظر دارد و از علی جدا شدند."
وی تاکید کرد: "با این حال علی ابدا با آنها برخورد نکرد، آنها را آزاد آزاد گذاشت، حتی به کسانیکه میخواستند برخورد کنند و میگفتند آنها فتنه به پا میکنند میفرمود آنها آزادند و نمیخواهند حکومت ما را قبول کنند ولی دست به شمشیر نبردهاند آنها را رها کنید."
رئیسجمهور سابق کشورمان ادامه داد: "بعد هم جنگ جمل درست شد، امیرالمومنین چقدر تلاش کرد جنگی رخ ندهد؛ خونی ریخته نشود.این طور نبود به محض اینکه کسانی مخالفت با علی ابن ابیطالب کرد با آنها برخورد کند.خیر مقاومت کرد و دیدید که جنگ را هم آنها شروع کردند.علی در مقابل جنگی که شروع شد مقاومت کرد یا مثلا در مقابل خوارج تا وقتی آنها دست به شمشیر نشدند امیرالمونین سهم آنها را از بیت المال قطع نکرد...وقتی خوارج دست به شمشیر بردند، آشوب کردند و سلاح به دست گرفتند علی هم برای دفاع از امنیت جامعه و حقیقتی که داشت مقابله به مثل کرد اما در جنگ نهروان روزهای متمادی اقدام به جنگ نکرد و تمام تلاشش این بود که بیایید گفتوگو کنید و شمشیرها را زمین بگذارید."
سیدمحمد خاتمی تاکید کرد: "امام علی هرگز به محض اینکه کسی مخالفتی با ایشان میکرد حتی مخالف های تند و اعتراض و تخطئه؛ (اتفاقا حضرت توصیه به انتقاد می کردند) با آنها نمیجنگید."
مردم حق دارند اعتراض کنند
وی یادآور شد: "انتقاد بلکه تخطئه موهبتی الهی است، مردم حق دارند اعتراض کنند و حرف بزنند.البته هیچ حکومتی آشوب و دست بردن به سلاح را نمیپذیرد."
رئیس جمهور سابق در ادامه سخنانش گفت: "بسیار بد است وقتی مردم بخواهند از حقوقشان دفاع کنند حتی کسانیکه دلشان برای انقلاب میسوزد بیاییم برای توجیه برخورد با آنها بگوییم آنها براندازند، برانداز یعنی کسی که دست به سلاح میبرد و بخواهد تشکیلات را از بین ببرد نه کسی که معتقد است حقی دارد و اعتراضی میکند و اتفاقا اعتراض آن هم بصورت مدنی است و در مسیر انقلاب."
وی تاکید کرد: "اگر کسی گفت برداشت من از قانون اساسی این است و دارد نقض میشود و باید درست پیاده شود این تحکیم کننده نظام است، اگر بگوید بعضی روشهایی که وجود دارد خلاف ضوابط قانون اساسی و ضوابطی است که امام گفتند او دلبسته به نظام است."
امروز فحش و دروغ و تهمت رایج شده است
محمد خاتمی ادامه داد: "متاسفانه امروز فحش، دروغ و تهمت به کسانیکه حتی قبل از اینکه امام راحل در عرصه بیایند از ارادتمندان امام بودند و بعد هم از پیروزی انقلاب هم از ارکان و چهرههای انقلاب بودند رایج شده و متهم به انواع اتهامات میشوند و نمیتوانند از خودشان دفاع کنند."
وی تاکید کرد" وقتی در رسانه ملی دائما مسائلی نادرست یک طرفه مطرح میشود (اگر درست هم باشد ناسزا گویی و تخریب کار غلطی است) فاجعه است... این شیوه با توجه به اینکه امواج اطلاعرسانی قابل مهار نیست سبب خواهد شد که در طرف مقابل، کار به دست کسانی بیافتد که اصل نظام و انقلاب را قبول ندارند و در این میان این نظام و مردم هستند که لطمه میبینند."
وقتی آزادی نباشد گروههای مخفی و تروریستی پدید میآیند
خاتمی با بیان اینکه « "باید از تشکلهایی که خواستارپیشرفت کشور، سربلندی مملکت و نشان دادن چهره زیبا از اسلام و انقلاب هستند استقبال کرد نه اینکه آنها را محدود کنیم"، هشدار داد: "وقتی آزادی نباشد گروههای مخفی و تروریستی پدید میآید. اتفاقا نظام با نشاط و نظامی که به مردم اعتماد دارد فضا را باز میکند تا بصورت آشکار و با اساسنامه و مرامنامه گروههایی که نمایندگی از بخشهای مختلف میکنند بیایند و بحث و گفتوگو ونقد کنند."
جلوگیری از احزاب، ضربه به مردم سالاری
رئیسجمهور سابق ایران تصریح کرد:« "جلوگیری از احزاب و تشکلها اولا بزرگترین ضربه به مردم سالاری است. ثانیا وقتی آزادیهای مشروع آنها سلب شد زمینه پیدایش جریانهای مشکل آفرین پدید خواهد آمد. تشکلها نباید دکور و بلکه باید آزاد باشند بتوانند حرف بزنند و انتقاد کنند اگر هم مشکلی پیش آمد طبق مقررات با آنها برخورد شود."
وی با بیان اینکه "ما میخواهیم مردم حاکم بر سرنوشتشان باشند یعنی باید در انتخابات آزاد و سالم شرکت کنند؛ شرط آن هم آزادی احزاب و بیان است، نشریات آزادانه در چارچوب قانون فعالیت کنند و البته تفسیرهای دل به خواهی از قانون نشود."
اینها خودسر نیستند، تحت امنیت هستند
خاتمی همچنین اظهار داشت: "طبق قانون اساسی برگزاری راهپیمایی بدون حمل سلاح نیاز به مجوز ندارد، اگر خلاف قانون عمل شد طبق قانون با آنها رفتار شود در حالیکه امروز شاهد حضور و فعالیتهای جریانات موسوم به خودسری هستیم که البته من اینها را خودسر نمیدانم چون اینها با امنیت کامل هر کاری بخواهند خلاف ضوابط قانونی و شرعی انجام میدهند؛ با تجهیزات و لوازمی میآیند که در اختیار افراد عادی نیست و مصونیت هم دارند."
رئیس دولت اصلاحات تصریح کرد: "فکر میکنم امروز بعد از هزینههای زیادی که دراین یکسال همه و بخصوص نظام ما داد باید به این نتیجه رسیده باشیم که هیاهویی که شد و هنوزهم می شود تاجریانات دلسوزدرون نظام راکه پشتوانه مردمی بزرگی هم دارند براندازمعرفی شوند هیاهو برای هیچ و از اساس باطل است."
نمی شود مردم را خس و خاشاک نامید
وی با اشاره به اهانت وارده به مردم از سوی برخی تریبون ها گفت "نمی شود بی حساب آنها راخس و خاشاک و مشتی اغتشاشگر نامید. البته من دشمنی و توطئه علیه نظام و مردم را انکار نمیکنم ولی چرا باید چهرههائی که انتقاد و اعتراض دارند به این همه اتهامات متهم شوند و بعد هم برای این توهم و توجیه رفتارها، تحلیل ها و توجیه رفتارها تحلیل ها و توجیهات عجیب و غریب تراشیده می شود.اینها غلط است و فکر میکنیم امروز بیاساس بودن این توهم و نادرستی روشهای اعمال شده بر اساس آن بر هر انسان منصفی آشکار شده باشد."
خاتمی با اینکه "حتی تا حدودی دشمن اصلی را فراموش کردیم و دشمن تراشی کردیم"، گفت:"کسانیکه خواستار اجرای کل قانون اساسی هستند دوست جامعه هستند، اگر این تفکر و ذهنیت نادرست عوض شد و از بین رفت که اصلا مساله براندازی و از بین بردن نظام نیست همه میخواهند این نظام قوی باشد بگذاریم آزادیهای مشروع در قانون اساسی باشد و مردم داور قضیه خواهند بود خیلی از مسلئل عوض خواهد شد."
راه حل
وی بعنوان راه حل های برون رفت از وضع موجود گفت: " باید بسیاری از این نیروهای خوب که یا بازداشت و یا تحت تعقیب هستند به صحنه بیایند، احزاب و گروهها فعالیت قانونی خود را از سر بگیرند؛ ما هیچگاه نمیخواهیم در مقابل نظام قرار بگیریم گرچه با کمال بیانصافی متهم به همه اتهامات میشویم و کسانی این اتهامات را میزنند که خود بیشترین ضربه را به نظام وارد میکنند."
رئیس دولت اصلاحات افزود: "اصلاحات یعنی ما نظام، انقلاب و قانون اساسی را قبول داریم، ولی اشکالاتی در سیاستها و روشها هست که باید با همین معیارها اصلاح شود، آیا درست است اصلاحات را طوری جلوه دهند که پدیده براندازی در کشور بوده است؟خیر انهایی که نظام را بد تعریف می کنند چهره امام را بد نشان می دهند قانون اساسی را به سادگی زیر پا میگذارند یا بصورت ناقص بر بخش هایی از آن تکیه و سخنهای دیگر را فراموش میکنند آنها لطمه به نظام می زنند."
خاتمی تاکید کرد: "ما اهل تعاملیم منتهی تعاملی که دقیقا از خواست و مطالبات مردم دفاع کند.مردم ما بیش از صد سال است آزادی و استقلال و پیشرفت برای کشور میخواهند.البته اکثریت انها متدینین خوبی هستند و به همین دلیل هم جمهوری اسلامی را پدید آورند و مستقر کردند."
مردم بزرگوارند
وی ادامه داد: "همه باید در ذهنیت و دیدگاه غلطی که مبتنی بر یک سلسله توهمات و سندسازی است تامل کنیم و بگوییم که نادرست است، باید روندها را اصلاح کرد اگر چنین شد اساس شکلدهنده بحران از بین خواهد رفت، از فضای امنیتی خارج خواهیم شد و فضا آزاد خواهد شد، باید کاستی ها و جفاهای گذشته را جبران کرد درعین حال معتقدم مردم بزرگوارند و واقعبین که حتی اگر بنا باشد این فضا در آینده ادامه پیدا نکند مردم از حق خودشان میگذرند."
جبران پیشکش، ادامه ندهند
رئیس دولت اصلاحات تصریح کرد: "جبران پیشکش، این مسائل تداوم پیدا نکند، آن وقت دلها به هم نزدیک خواهد شد و به انتقاد صحیح از وضعیت کشور در ابعاد مختلف پرداخته خواهد شد و خدمت به مردم و کشور و انقلاب فراگیر می شود."
وی با تاکید بر اینکه "آزادی یعنی مخالف بتواند دربرابر آنجایی که قدرت و اختیارات است حرف بزند"، اظهار داشت: "مرز هم براندازی است؛ براندازی هم دست بردن به سلاح و ایجاد سازماندهی برای سرنگون کردن نظام است.خلاف اینها ساختگی است."
رئیسجمهور سابق ایران ادامه داد: "کل قانون اساسی باید پیاده شود و هیچ کس نباید آن را نقض کند و همه باید دست به دست هم دهیم برای پیشرفت کشور، با این روشها و سیاستها و برنامههایی که اجرا شده بخش قابل قبولی از جامعه ناراضی است.هنوز دیر نشده نگذاریم نارضایتی های موجود به اصل نظام سرایت بکند؛ خطری که امروز وجود دارد این است که کم کم مسائل متوجه اصل نظام میشود."
وی یادآور شد: "اگر ما بد عمل کردیم چرا باید تاوان آن را دین بدهد؟چرا ما باید هر روش خودمان را بگوییم عین دین و انقلاب است و بعد این روش آثار بدی در جامعه داشته باشد و به اعتماد مردم لطمه بزند؟ این فاجعه است."
بگذارید مردم آزاد باشند
خاتمی توصیه کرد: "بگذارید کسانی که غیر از دیدگاه رایج دارند و از دین و انقلاب دفاع میکنند آزاد باشند و حرفشان را بزنند تا بخشهای بزرگی از جامعه از دینزده نشوند؛ به نفع انقلاب و کشور است که فضا عوض شود و زندانیان آزاد شوند. فعالیتهای همه جریانهایی که در چارچوب قانون اساسی فعالیت می کنند آزاد باشد."
وی افزود: "در حالی که امروز از یکسو گروههای به اصطلاح خودسر آزادی و امنیت دارند ولی احزاب و تشکلهای قانونی خدمتگزار محدود و ممنوع میشوند، تغییراین فضا به نفع همه است و آنگاه همه به آینده چشم داشت خواهیم دوخت."
انتخابات آزاد
سیدمحمد خاتمی خاطر نشان کرد: "آیندهای مدنظر است که در آن باید انتخابات که محوریترین پایه مردم سالاری است آزاد و سالم باشد با شرائطی که در آن حق مردم ضایع نشود و میتوان شرایط و خصوصیات یک انتخابات آزاد و سالم را هم بیان کرد و به توافق رسید، آن وقت همه می توانیم از تلخی های گذشته عبور کنیم و به آینده در کنار هم بنگریم به شرط اینکه زمینه تلخیهای موجود از میان برداشته شود."
گفتنی است در ابتدای این دیدار دبیر کل و تنی چند از اعضای شورای مرکزی حزب جوانان اسلامی به بیان دیدگاهها و نظرات خود پرداختند که از جمله مطالب مطروحه انتقاد از محدودیت های موجود بر سر فعالیت احزاب و تشکل های قانونی و ایجاد مانع در مسیر اطلاع رسانی مستقل، انتقاد و ابراز نگرانی از فضای تخریب و تهمت به شخصیت های برجسته سیاسی و مذهبی که موجبات بدبینی در جامعه و بویژه جوانان را فراهم کرده، تک قطبی شدن جامعه از سوی مدیران ارشد اجرایی با هدف پوشاندن سوء تدبیرها، ضعفها و جلوگیری از نقد عملکرد آنان در زمینههای مختلف سیاسی؛اقتصادی،فرهنگی و سیاست خارجی بود.
بازگشت به صفحه اصلی
ناگفتههایی از آیةالله العظمی سیستانی
به گزارش شیعه آنلاین، حاج حامد خفاف که نام او سر بزنگاه ها به عنوان سخنگوی حضرت آیت الله سید سیستانی در رسانه ها مطرح بود، به گرمی در دفتر خود از آقای «حسن صدرایی عارف» از اعضای گروه خبری حوزه علمیه قم استقبال کرد. او که مسئولیت دفتر حضرت آیت الله سیستانی در لبنان و امور دیگر را نیز عهده دار است.
وی در این گفتگو به پرسشهایی در خصوص فعالیت دفتر معظم له در لبنان، مشی سیاسی و اجتماعی این مرجع تقلید عظیم الشأن و نقش ایشان در جریانات عراق و جهان اسلام پاسخ داد. متن کامل این گفتگو به شرح ذیل است:
حاج آقا بفرمایید که دفتر حضرت آیت الله سیستانی در لبنان چه فعالیت هایی دارد؟
دفتر حضرت آیت الله سیستانی فعالیت های متعددی انجام میدهد.اولا ما یک دفتر امور شرعی داریم که به سوالات مومنین بر اساس فتوای حضرت آیت الله سیستانی پاسخ می دهد. در این دفتر گروهی از فضلای آشنا با مبانی فقهی و اصولی حضرت آیت الله سیستانی حضور دارند که این سوالات را به صورت حضوری و تلفنی پاسخ می دهند.همچنین یک سایت اینترنتی هم داریم که سوالات را دریافت می کند و به آنها پاسخ داده می شود.
همانطور که می دانید بیش از بیست حوزه علمیه در لبنان وجود دارد که در مناطق مختلف آن پراکنده است. دفتر امور دینی برنامه منظمی برای ارتباط و تعامل با این حوزه ها دارد و برنامه شهریه نیز برای همه روحانیون لبنان وجود دارد. دفتر امور شرعی به مناسبت وفات ائمه معصومین علیهم السلام مجالس عزا برگزار می کند. همچنین این دفتر به حل مشکلات مردمی که به آن مراجعه می کنند می پردازد.
دفتر امور اجتماعی از دیگر بخش های دفتر حضرت آیت الله سیستانی در بیروت است که نسبت به رفع نیازهای دارویی و درمانی مردم اهتمام دارد و در ماه مبارک رمضان نیز بن برای خرید مواد غذایی توزیع می کند.
آیا اینها اختصاص به شیعیان دارد؟
محیطی که ما در آن قرار داریم غالبا شیعه هستند. اما اگر برادران غیرشیعه هم به ما مراجعه کنند دست رد به سینه شا ن نمیزنیم و به آنها هم کمک می کنیم.
توجه به وحدت اسلامی در برنامه های شما کاملا آشکار است.آیا اینها متاثر از مشی فکری و رفتاری حضرت آیت الله سیستانی است؟
دقیقا همینطور است.کتابی بنام نصوص منتشر شده که در آن دیدگاه های حضرت آیت الله سیستانی درباره وحدت اسلامی آمده است و اتفاقا اگر به سالن همایش های همین مجتمع (مجتمع فرهنگی امام صادق در بیروت) بروید می بینید که تابلویی به نقل از ایشان نوشته است که "اهل السنه اخوانکم بل انفسکم" (اهل سنت برادران شما هستند بلکه از خود شما هستند) و جالب است که ایشان این تعبیر را در یک جلسه خصوصی با شیعیان بیان می دارند.
خاطره ای برای شما نقل می کنم؛در اوج خون ریزی های طایفه ای و قبیله ای در عراق، یعنی هنگامی که آیت الله حکیم شهید شد و انفجار در مقابل درب های حرم امام علی(ع) صورت گرفت، عشائر و بزرگان نزد ایشان آمدند و طلب خون خواهی کردند در آن زمان حضرت آیت الله سیستانی فرمودند: «اگر من و فرزندانم و خانواده ام هم کشته بشویم، راضی نیستم که کار را به فتنه و درگیری طایفه ای بکشانید». و هنگامی که در شهرهای شیعه نشین انفجارهای زیادی رخ می داد گفتند: «اگر تمام شهرهای ما (شیعیان) هم از بین برود، راضی نیستیم که کار را به فتنه طایفه ای بکشانید.»
به نظر شما این موضع گیری ها چه تاثیری داشته است؟
موضع گیری های ایشان، خون اهل سنت و شیعیان را حفظ کرد، مخصوصاً در عراق. این موضع گیری های ایشان امروز برای همه روشن است. ایشان هیچ فرقی بین سنی و شیعه قائل نمی شود مگر به اندازه گرفتن حقوق قانونی. این را هنگامی گفتند که بعضی از بزرگان اهل تسنن نزد ایشان آمده شکایت آوردند. ایشان به آن ها گفتند: «یک نفر سنی که به او ظلم شده را نزد من بیاورید. من خودم حق او را برایش می گیرم.» و ایشان دائماً تکرار می کنند که در انتخاب افراد تنها کفایت و صلاحیت فرد ملاک است بدون در نظر گرفتن طایفه، قبیله یا نژاد آن فرد. این، روش مکتب اهل بیت علیهم السلام در تعامل و برخورد با این مسئله است.
در این کتاب نصوص که به آن اشاره کردم، نامه ایشان به سازمان کنفرانس اسلامی آمده است. ایشان در این نامه دبیر کل سازمان را مورد خطاب قرار داده و تصریح می نمایند: «در عراق بین اهل تسنن و شیعیان مشکلی نیست و هرچه هست مشکل سیاسی است.» یعنی بعضی از افراد و گروه ها برای دست یافتن به منافع سیاسی از خشونت و درگیری بین قبائل استفاده می کنند و این درگیریها به معنای مشکل قبیله ای بین اهل تسنن و شیعیان نیست بلکه مشکل سیاسی است.از همین رو در بیانات ایشان آمده است که «بعضی تلاش دارند تا از طریق شعله ور کردن درگیری و خشونت طایفه ای بیشترین میزان ممکن از منافع سیاسی را بدست آورند.»که به اعتقاد بنده این مشی ایشان نقش اساسی درآگاه کردن افراد و دور کردن عراق از جنگ داخلی داشت.
شما در لبنان این مشی و روش را چگونه عملیاتی کرده اید؟
ما روابط خوبی با تمام گروه ها و طوائف در لبنان داریم.لذا در مراسم افتتاح مجتمع فرهنگی امام صادق (ع)در بیروت،تمام طوایف حضور داشتند و در شرایطی که درگیری های شدید سیاسی و طایفه ای وجود داشت،خیمه و عباء مرجعیت همه را پوشاند و بر همه سایه افکند و همه را دور هم جمع کرد.
چندی پیش با حجتالاسلام والمسلمین قپانچی امام جمعه نجف مصاحبه ای داشتم و ایشان گفت:الآن نه تنها شیعیان که اهل سنت هم برای پیشبرد کارهایشان نیازمند رضایت حضرت آیت الله سیستانی هستند.این جایگاه چطور ایجاد شده است ؟
من معتقدم که این مفهوم فقط در عراق نیست بلکه حتی خارج از عراق نیز اینگونه است و این را از روی اطلاع عرض می کنم. چون ما امروز با شخصیت های بزرگی در جهان ارتباط داریم و از نگاه آنها به مرجعیت آشنایی داریم.اما در پاسخ به سوال شما عرض می شود که در حقیقت موضع گیری های حضرت آیت الله سیستانی در طول سالهای گذشته حاکی از یک دید شفاف و واضح درباره چگونگی برخورد با مشکلاتی است که جهان اسلام به آنها دچار است.و اینها باعث شده است که مرجعیت نجف در دید مردم،یک مرجعیت متوازن، معتدل و آرام باشد که دارای رأیی با نفوذ و تأثیر گذار در برخورد با مشکلات است.
به عنوان سخنگوی حضرت آیت الله سیستانی بفرمایید که ارتباط با مجموعه های خبری سخت است یا آسان ؟
ما در این زمینه فقط در محدوده های ضروری با مطبوعات و رسانه ها تعامل و ارتباط داریم زیرا سخنان و بیانیه های ایشان محدود است و تنها هنگامی که ضرورت داشته باشد موضع گیری می کنند و در نتیجه تعامل بسیار محدودی با رسانهها داریم.
توجه حضرت آیت الله سیستانی به حوزه های علمیه در کشورهای اسلامی به چه شکل است؟
طبیعتا ارتباط برقرار است و مسئولیت بزرگ در این زمینه به ویژه در خصوص حوزه های خارج از عراق بر عهده جناب حجت الاسلام و المسلمین سید جواد شهرستانی است.ایشان از طریق دفتر قم با تمام حوزه های موجود در دورترین نقاط جهان تعامل و ارتباط دارد و این تعامل در حال رشد است.
برنامههای فرهنگیتان چگونه است؟
انجمن خیریه آل البیت (ع) از بخش های فرهنگی دفتر حضرت آیت الله سیستانی در لبنان است و برنامه های مجتمع فرهنگی امام صادق (ع) نیز در همین بخش قرار می گیرد.
درباره مجتمع فرهنگی امام صادق علیه السلام بیشتر توضیح دهید.
این مجتمع دارای 8طبقه میباشد که دربردارنده دفتر امور دینی و اجتماعی حضرت آیت الله سیستانی،دفاتر اداری و نیز موسسات فرهنگی است.سالن همایش های این مجتمع که بنام علامه سید عبدالحسین شرف الدین است دارای 450 صندلی بوده و مجهز به جدیدترین تکنولوژی هاست و امکانات لازم برای ترجمه فوری به 3 زبان در آن فراهم است.
در کنار آن سالنی برای انجمنها، استقبال ، نمایشگاههای تصویری و امثال آن داریم که این سالن نیز مجهز به پروژکتور و صفحات نمایش و امکانات ترجمه است . همچنین در طبقات زیرین این مجتمع، یک کتابخانه عمومی قرار دارد که آن را کتابخانه عمومی شیخ بهاء الدین عاملی نام نهاده ایم و در آینده به کتابخانه ای مرجع تبدیل خواهد شد.
چند کتاب در این کتابخانه موجود است؟
در حال حاضر 14 هزار جلد کتاب وجود دارد که روزانه حدود 40 تا 50 کتاب اضافه و فهرست بندی می شود وبرنامه ما وجود 100هزار کتاب در این کتابخانه است.لازم به ذکر است با همکاری یکی از موسسات فنی لبنان از یک برنامه بسیار پیشرفته در این کتابخانه استفاده کرده ایم که بین کشورهای عربی، اولین مجموعه ای هستیم که آن را به کار گرفته ایم.
آیا هر نوع کتابی را در کتابخانه می گذارید؟
ما در گزینش و انتخاب کتابها بسیار دقت داریم. یعنی اینطور نیست که فقط بخواهیم جاهای خالی را پر از کتاب کنیم. بلکه کار گزینشی دقیق انجام می دهیم. اگر فقط بخواهیم کتابخانه را پر کنیم کار ساده ای است و میشود در یک ماه آن را پر کرد چون بیروت، پایتخت کتاب است. اما در انتخاب کتابها بسیار دقت داریم ، کتاب از جهت موضوع بررسی میشود و سعی می کنیم کتاب هایی را انتخاب کنیم که مرجع و مصدر علمی باشند و یا اینکه پژوهشهایی باشند که امکان تبدیل شدن به کتاب مرجع را داشته باشند.
ظاهرا شعبه ای از موسسه ترجمه و نشر امام علی(ع) هم در بیروت فعالیت می کند.
بله مرکز این موسسه در قم است و شعبه بیروت، اختصاص به زبان اسپانیولی دارد؛ مسولیت این امر را حجت الاسلام والمسلمین معلمی زاده بر عهده دارد و تا کنون حدود 120 کتاب شامل تفسیر المیزان، شرح نهج البلاغه و تفسیر قرآن ترجمه شده و همچنین کتاب «عقائد امامیه» و ... ترجمه می شود. علاوه بر ترجمه و انتشار کتاب،راه اندازی مجله اسپانیولی به نام «نور حکمت »و مجله ویژه کودکان نیز در همین بخش انجام گرفته است.
علت اهتمامتان به زبان اسپانیولی چه بوده است ؟
دیگر شعبه های موسسه در ایران و سایر کشورها، کار ترجمه را به بیش از 20 زبان انجام می دهند و ما با توجه به وجود آقای معلمی زاده خواستیم کار جدیدی انجام بدهیم.ضمن اینکه تصمیم گرفتیم تنها به یک زبان خاص و معین بپردازیم تا کار تخصصی و متمایزی انجام بگیرد.
این آثار چگونه مورد استفاده قرار می گیرد؟
این کتاب ها به کشورهایی که به زبان اسپانیولی صحبت می کنند، یعنی اسپانیولی و کشورهای آمریکای لاتین و ... فرستاده می شود.همانطور که می دانید در آمریکای شمالی هم زبان اسپانیایی، زبان دوم مردم است.بنابراین این کتاب ها به وسیله مبلغین اعزامی،برخی نهادهای فرهنگی و یا مهاجران لبنانی به این کشورها ارسال می شود.همچنین در مجتمع فرهنگی امام صادق (ع)، یک شعبه از موسسه احیاء تراث آل البیت فعالیت می کند که ما در اینجا آثار چاپ شده در قم را منتشر می کنیم. از طرفی« مجله التراث» را برای توزیع در جهان عرب در لبنان تجدید چاپ می کنیم.کار دیگری که در حال انجام آن هستیم آماده سازی و فراهم کردن مقدمات برای افتتاح مرکز پژوهشی نسخ خطی است تا به عنوان شعبه ای از مرکز احیاء میراث اسلامی در قم فعالیت کند.
آیا مرکز مشابهی در این زمینه در لبنان موجود است؟
خیر در حال حاضر هیچ مرکز تخصصی درباره مخطوطات چه برای حوزویان یا دانشگاهیان و یا پژوهشگران در لبنان نداریم و ما میخواهیم این امر به عنوان یک تجربه و الگو به جامعه علمی لبنان معرفی شود.در برنامه ای که برای این بخش داریم پژوهشگر می تواند با مراجعه به فهرست خطی،نسخه خطی موردنظر خود را روی رایانه مشاهده کند و از آن تصویر بردارد.از دیگر برنامه های ما در بیروت راه اندازی مجموعه ای از مراکز فرهنگی است که از جمله اینها مرکز پژوهش های استراتژیک و مرکز پژوهش های فلکی است و این امور طبق برنامه و با بررسی های دقیق و با پرهیز از عجله انجام می گیرد.
فعالیت اطلاع رسانی هم دارید؟
پایگاه اینترنتی مجتمع فرهنگی امام صادق(ع)به همین منظور راه اندازی شده و فعالیت های مجتمع در آن آمده است.البته همانطور که می دانید رویکرد ما با این موضوعات،رویکرد خبری نیست و خیلی اهل کار رسانه ای نیستیم. اما خبر مربوط به کارهایی را که احساس کنیم دارای نفع زیادی است منتشر می کنیم.
از شرکت شما در این گفت و گو تشکر می کنم.
بنده هم برای شما آرزوی موفیقت دارم.شما به عنوان روزنامه نگار نسبت به نقل حقیقت مورد اعتماد هستید.یکی از اندیشمندان معروف، روزنامه نگار را مورخ و ثبت کننده لحظات می داند؛ روزنامه نگار مانند نویسنده کتاب یا پژوهشگر دارای فرصت فراروانی برای نقل اخبار برخوردار نیست.سرعت زمان او را مجبور می کند که عجله کند و لذا صداقت در این حرفه بسیار با اهمیت است.الحمدلله رسانه حوزه در نقل حقیقت مورد اعتماد است و این حقیقتا یک وظیفه بزرگ و مسئولیت خطیر و مهم است . بخش عظیمی از آنچه جهان امروز و به خصوص جهان اسلام به آن دچار است، گمراه سازی رسانه است.تبلیغات رسانه ای خطرناکی وجود دارد که حقیقت در آن گم می شود و شنونده و بیننده گمراه می شود.من اعتقاد دارم شما اهل و شایسته این مسئولیت هستید.
بازگشت به صفحه اصلی
